منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩٣
٥. (حُبَّ الْخَيْرِ) جانشين و بدل از مفعول محذوف فعل «أَحْبَبْتُ» است و تقدير جمله چنين است:«أَحْبَبْتُ الْخَيْلَ حُبَّ الْخَيْرِ» و مفاد جمله چنين است: «علاقه ومحبت من به اسبان تندرو، علاقه به امر خير است»; زيرا اين اسبان همان وسايل زندگى و مايه بقاى حياتند،و در پرتو اين اسبان چابك، مى توان با دشمن توحيد جهاد، كرد، ونظام شرك را درهم شكست.
ممكن است اين جمله را به صورت ديگر تحليل نمودو اين تحليل با توجه به لفظ بعدى يعنى (عَنْ ذِكْرِ رَبِّى)مناسب تر است وآن اينكه خود لفظ (حُبَّ الْخَيْر)مفعول است نه جانشين مفعول و مقصود از «خير » همان طور كه در آغاز بحث ياد كرديم اسبان است و تركيب واقعى جمله چنين است«أحببت الخير حبّاً عن ذكر اللّه»: اين اسبان را دوست دارم به نوعى دوست داشتن، و اين دوستى از ياد خدا و امر او ـ كه مى گويد: پيوسته براى جهاد با دشمن آماده باشيد; ـ سرچشمه مى گيرد و هرگز تصور نشود كه طبعاً دوستدار مال و منال و آرايش هاى نظامى و قدرت نمايى خود هستم واگر مسأله «ياد خدا» و فرمانهاى او نبود، هرگز از اين اسبان رژه نمى ديدم، و به اين آرايش نظامى، دل نمى بستم.
٦.(حَتّى تَوارَتْ بِالْحِجابِ) .
«تا پشت پرده پنهان گرديد».
فاعل (تَوارت) همان (الصّافِناتُ الْجِيادُ)است كه در آيه ماقبل وارد شده و مقصود اين است كه : اين اسبها آنچنان از او دور شدند كه از ديدگان پنهان گرديدند.
٧. (رُدُّوها) ـ آنگاه كه اسبان قدرتمند با شكوه از ديدگان او پنهان شدند، بار ديگر به مأموران و مربيان آنها دستور داد كه آنها را بار ديگر بازگردانند براى چه؟ براى نكته اى كه جمله بعد متذكر آن است.