منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
ووقتى قوم وى خواستند گوساله طلايى را بپرستند رو به آنان كرد وگفت:
(...يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَإِنَّ رَبَّكُمُ الرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونى وَأَطِيعُوا أَمْرِى) .[١]
«اى قوم من! شما به وسيله اين گوساله مورد آزمايش قرار گرفتيد پروردگار شما «رحمان» است، از من پيروى كنيد! امر مرا اطاعت نماييد».
البته همان طور كه لحن آيه حاكى است وى تا آنجا كه شرايط اجازه مى داد انجام وظيفه كرد، اگر شدت عمل به خرج نداد براى اين است كه خواست در غياب موسى، ميان آنان تفرقه اى ايجاد نكند چنانكه مى فرمايد:
(...إِنِّى خَشيتُ أَنْ تَقُولَ فَرَّقْتَ بَيْنَ بَنى إِسْرائيلَ وَلَمْ تَرْقُبْ قَوْلى) .[٢]
«اگر شدت عمل به خرج ندادم از آن ترسيدم كه بگويى چرا ميان بنى اسرائيل دو دستگى ايجاد كردى و سفارش مرا رعايت نكردى؟».
٣. موسى در ميقات از طريق وحى الهى از انحراف بنى اسرائيل آگاه شد، و خداوند به او اعلام فرمود كه:
(...فَإِنّا قَدْ فَتَنّا قَوْمَكَ مِنْ بَعْدِكَ وَأَضَلَّهُمُ السّامِرىُّ) .[٣]
«ما قوم تو را در غياب تو آزموديم وسامرى آنان را گمراه كرد».
٤. موسى از شنيدن اين خبر سخت اندوهگين شد و زحمات چندين ساله خود را در آستانه فنا و نابودى ديد، وقتى به ميان قوم خود آمد، آتش خشم او از وضع اسفناكى كه حاكى از زحمات ونادانى قوم او بود، شعلهور گشت، از اين جهت رو به قوم خود كرد وگفت:
(...بِئْسَما خَلَفْتُمُونى مِنْ بَعْدى أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ...) .
[١] طه/٩٠.
[٢] طه/٩٤.
[٣] طه/٨٥.