منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٣
مى رود، و عرب در مورد پنهان و غايب شدن آن را به كار مى برد، چنان كه مى فرمايد:
(...ءَإِذا ضَلَلْنا فِى الأَرْضِ ءَإِنّا لَفى خَلق جَديد...) .[١]
« اگر در روى زمين مخفى و پنهان شديم باز در آفرينش مجددى هستيم».[٢]
با توجه به اين نوع استعمالات بايد گفت مقصود موسى در اين مورد كه آن را در مقام «اعتذار» به فرعون مى گويد اين است كه: من در لحظه (مشت زدن) از عواقب كار غافل و بى خبر بودم و نمى دانستم كه كار من منجر به قتل او مى گردد و گرنه مرتكب نمى شدم و براى خود اين همه درد سر فراهم نمى آوردم. يعنى يك نوع غفلت و بى خبرى مرا فرا گرفت و سرانجام كار از من مخفى و پنهان گشت، وكارِ خارج از كنترل من صادر گرديد.
در اين جا دستاويز ديگرى بر نفى عصمت و يا تشكيك در عصمت موسى هست كه هم اكنون مطرح مى كنيم.
٢. موسى و مشاجره با هارون
موسى براى دريافت تورات و قوانين و احكام آيين خود مأمور شد كه به ميقات برود و در غياب خود، هارون را جانشين خود قرار داد ولى قوم موسى در غياب وى گوساله طلايى را پرستش كردند، وقتى موسى به ميان قوم خود آمد، و جريان را ديد به قدرى خشمگين شد كه «الواح» را انداخت و سر برادر خود را گرفت به سوى خود كشيد چنان كه مى فرمايد:
(وَلَمّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُونى مِنْ بَعْدِى أَعَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَأَلْقَى الأَلْواحَ وَأَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ
[١] سجده/١٠.
[٢] لسان العرب، ج١١، ماده ضل، ص ٣٩٢ـ ٣٩٣.