منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٢
مى فرمايد:
(...رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَىَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهيراً لِلْمُجْرِمينَ).[١]
«پروردگارا به شكرانه نعمتى كه به من لطف فرمودى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود».
يعنى همان طور كه تاكنون در خدمت مظلومان و رنجديدگان بودم و به كمك آنها مى شتافتم باز هم خواهم شتافت.
اين جمله حاكى است كه عمل از نظر ماهيت كاملاً صحيح و استوار بود، هر چند از نظر زمانى در غير موقع خود انجام گرفته است.
اكنون با توجه به اين دو نكته به توضيح معنى «ضال» مى پردازيم.
با توجه به توصيفى كه خدا از موسى بن عمران در آغاز سرگذشت مى نمايد، هرگز نمى توان آن را به معناى «گمراه از راه حق» تفسير كرد، بلكه لفظ «ضلَّ» و «ضالّ» به مناسبتى در معناى «نسيان» و «غفلت» و «بى خبرى از عواقب كار و سرانجام عمل» به كار مى رود.
خداوند دستور مى دهد هنگامى كه افراد به يكديگر وام مى دهند، كاتبى آن را بنويسد و دو نفر به عنوان شاهد آن را تصديق و گواهى كنند، آنگاه علت تعدد شهود را چنين تفسير مى كند:
(...أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتَذَكِّرَ إِحْداهُمَا الاُْخْرى...).[٢]
«تا اگر يكى فراموش كرد و از خاطر او رفت آن ديگرى يادآورى كند».
لفظ( تضلّ) در اين آيه به معنى «نسيان» و «غفلت» به كار رفته است.
گاهى اين لفظ به مناسبتى به معنى «غايب» و «مخفى» شدن به كار
[١] قصص/١٧.
[٢] بقره/٢٨٢.