منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٠
عمل دامن آن دو را گرفت، و در نتيجه آدم را از راحتى به زحمت افكند، موسى را از خانه وزندگى در ميان اقوام، به غربت و رنج شبانى در مدين كشانيد وجالب اين جاست كه هر دو نفر (موسى و آدم) پس از كار خود بر ستم خويش بر نفس اعتراف كردند موسى گفت:(ظَلَمْتُ نَفْسى)آدم وحوا گفتند:(رَبَّنا ظَلَمْنا أَنْفُسَنا) .
٣. حضرت موسى پس از اعتراف به ظلم بر نفس از خداوند درخواست مغفرت كرد و گفت:
(...فَاغْفِر لِى فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ) .
«مرا ببخش! او نيز بخشيد، او بخشاينده و رحيم است».
همچنين آدم و حوا پس از اعتراف بر ستم خويش گفتند:
(...وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنا وَتَرْحَمْنا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخاسِرينَ) .[١]
«اگر ما را نبخشى و بر ما رحم ننمايى از زيانكاران خواهيم بود».
تفسير«طلب مغفرتها» اين است كه: شايسته مقام بزرگ پيامبران است كه از چنين كارهائى (هر چند معصيت و گناه نباشد) خوددارى نمايند و درخواست مغفرت نشانه صدور جرم و گناه و انجام عمل محرم و مخالف با نهى صريح نيست; ولى با توجه به مقام و موقعيتى كه موسى داشت، شايسته نبود كه چنين كارى از او سر بزند و اين كار در خور مقام او نبود از اين جهت وقتى عمل خود را با مقام بزرگ خود سنجيد، آن را متناسب و هماهنگ نيافت، از اين جهت از خدا درخواست بخشايش كرد وچه بسا آن را يك «عصيان نسبى» و «ذنب مقام» تلقى نمود و بزرگان گفته اند«حسنات الأبرار سيّئات المقرّبين»: «كارهاى نيك نيكوكاران، گناهانِ مقرّبين درگاه الهى
[١] اعراف/٢٣.