منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٤
٢٨.«مردى از نقطه دور شهر (مركز سران فراعنه) آمد و گفت: اين جمعيّت براى قتل تو، به مشورت نشسته اند فوراً از شهر خارج شو، من خيرخواه تو هستم».
٢٩.«مرا ببخش! او نيز بخشيد، او بخشاينده و رحيم است».
٣٠. «حكمت و دانش به او داديم; و اين گونه نيكوكاران را جزا مى دهيم!».
٣١.«پروردگارا به شكرانه نعمتى كه به من لطف فرمودى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود».
٣٢.« اگر در روى زمين مخفى و پنهان شديم باز در آفرينش مجددى هستيم».
تفسير آيات
١. قتل قبطى
در زندگى موسى بن عمران مى خوانيم: وى وارد شهر شد دو نفر را كه يكى از بنى اسرائيل و ديگرى از فراعنه بود، ديد كه به شدت مشغول زد و خورد هستند، آن مرد اسرائيلى موسى را به كمك خود طلبيد، موسى نيز به كمك او برخاست وبا زدن مشتى بر سينه او، مرد قبطى به زمين افتاد و مُرد. در اين موقع وى عمل خود را چنين توصيف كرد:
١.(...هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبينٌ).[١]
«اين كار شيطان است او دشمن و گمراه كننده آشكار است».
٢. بعداً خود را ظالم بر خويشتن خواند و سپس از خداوند طلب مغفر
[١] قصص/١٥.