منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٣
١٧.«فرعون به موسى گفت: آيا تو را از روز تولد تربيت نكرديم و سالها در ميان ما زندگى نكردى؟».
١٨.«وكردى آنچه را كه كردى در حالى كه به خدمات و نعمت هاى خدا كافر هستى (كفران نعمت مى كنى)».
١٩.«موسى گفت: انجام دادم در حالى كه من از افراد ضال بودم».
٢٠.« اين چه نعمتى است كه بر من منت مى گذارى(تو را تربيت كرديم و...) در حالى كه تمام بنى اسرائيل را بردگان خود قرار داده اى».
٢١.«اين كار شيطان است او دشمن و گمراه كننده آشكار است».
٢٢. «پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش، خدا اورا بخشيد او بخشاينده و رحيم است».
٢٣.«وقتى نيرومند و كامل شد، به او حكمت و دانش داديم، اين گونه نيكوكاران را پاداش مى دهيم».
٢٤. «او هنگامى مردم شهر در حال غفلت بودند (كار و كسب خود را تعطيل كرده و به خانه هاى خود رفته بودند) وارد شهر شد ديد، دو نفر مشغول زد وخوردند يكى از پيروان او و ديگرى از دشمنان او است ، ناگهان كسى كه از پيروان او بود، موسى را به كمك خود طلبيد، موسى مشتى بر او زد و كار او را ساخت، موسى گفت اين از كار شيطان بود و او دشمن و گمراه كننده آشكار است».
٢٥.«گفت پروردگارا! من بر نفس خود ستم كردم، مرا ببخش، او را بخشيد، او بخشاينده و رحيم است».
٢٦.«گفت: پروردگارا! به شكرانه نعمتى كه بر من ارزانى داشته اى هرگز براى مجرمان پشتيبان نمى باشم».
٢٧.«فرعون تفوق طلبى كرد و اهل آنجا را به گروه هايى تقسيم كرد، گروهى را به ضعف و ناتوانى مى كشانيد، پسران آنهارا سر مى بريد و زنان آنها را به كنيزى مى گرفت او از مفسدان بود».