منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٢
٤.«جانشين من در ميان قوم من باش و اصلاح كن و از مفسدان مباش».
٥.«چه بد جانشينانى در غياب من، براى من بوديد آيا در فرمان پروردگار شتاب كرديد؟».
٦.« اين گروه مرا تنها و ناتوان ديدند و نزديك بود مرا بكشند و كارى مكن كه شماتت دشمنان بر ضد من تحريك شود و مرا از قوم ستمگر قرار مده!».
٧. «پروردگارا! من و برادرم را ببخش و ما را در رحمت خود وارد ساز، تو ارحم الراحمينى».
٨. «آنان كه گوساله را پروردگار خود قرار داده اند، به همين زودى مشمول خشم و غضب خداى خود قرار گرفته و ذلت و خوارى در اين جهان آنان را فرا مى گيرد كسانى را كه بر خدا افترا مى بندند اين گونه كيفر مى دهيم».
٩.«انسانى را كشتى، پس تو را از غم و اندوه نجات دادم».
١٠.«فرزند مادرم! ريش و سر مرا مگير!».
١١. «اى قوم من! شما به وسيله اين گوساله مورد آزمايش قرار گرفتيد پروردگار شما «رحمان» است، از من پيروى كنيد! امر مرا اطاعت نماييد».
١٢. «اگر شدت عمل به خرج ندادم از آن ترسيدم كه بگويى چرا ميان بنى اسرائيل دو دستگى ايجاد كردى و سفارش مرا رعايت نكردى؟».
١٣. «ما قوم تو را در غياب تو آزموديم وسامرى آنان را گمراه كرد».
١٤. «آيا پروردگار شما وعده نيكى به شما نداد، آيا عهد او طولانى شد؟».
١٥. «چه باعث شد وقتى ديدى آنان گمراه شدند از من پيروى نكردى؟ آيا با فرمان من مخالفت ورزيدى؟».
١٦.«انجام دادم در حالى كه من از افراد ضال بودم».