منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٤
«آيا خدايى، جز "اللّه" است بگو دليل و گواه خود را بياوريد!».
اگر قرآن... همه و همه به خاطر اين است كه معجزه، حجت برنده و دليل قاطع بر حقانيت آورنده آن است همچنانكه وجود پيامبر در آن محيط و آوردن كتابى كه همه بليغان عرب در برابر آن عاجز و ناتوان گرديدند، خود گواه قاطع و دليل روشنگر حقيقت است وثابت مى كند كه اين شخصيّت ميوه باغ ديگر و تربيت يافته مقام بالاتر وبرتر ازمحيط مكه و يا جهان ماده مى باشد.
با توجه به معنى «برهان» از نظر لغت و قرآن، بايد ديد مقصود از اين مفهوم كلى، چيست؟ در اينجا مفسران وجوهى را يادآور شده اند كه بسيارى از آنها نااستوار است مانند:
١. آگاهى يوسف از تحريم زنا و عذابى كه بر آن مترتب است.
٢. صفات برجسته كه در پيامبران و برگزيدگان هست و آنان را به عفت و صيانت نفس از پليدى دعوت مى نمايد.[١]
به طور مسلّم علم عادى از تحريم زنا و مفاسد اخروى آن، در آن شرايط، به تنهايى نمى تواند كارى از پيش ببرد، و صفات برجسته تا تكيه گاهى محكم واستوار نداشته باشد در برابر امواج شكننده طوفان غرايز، در محيط هاى مناسب وآماده، خُرد و شكسته مى شود.
گروهى آن را به نبوّت، و برخى آن را به عصمت و طايفه اى آن را به لطف الهى و امداد غيبى تفسير كرده اند، و شايد همگى به يك حقيقت رجوع كند.
ولى مى توان گفت كه مقصود از آن، تجسم واقعيت فحشا و نتايج وحشتناك آن در زندگى دنيوى و اخروى است و يك چنين تجسمى در پرتو نبوت و عصمت و الطاف غيبى الهى رخ مى دهد.
[١] مجمع البيان، ج٣، ص ٢٢٥.