منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦٣
در اين صورت آيه نه تنها گواه بر آلودگى يوسف نيست، بلكه يكى از دلايل عصمت وپيراستگى او از هر نوع گناه و حتى انديشه خلاف مى باشد.
مقصود از برهان رب چيست؟
«برهان» در لغت عرب به معنى «حجت» قاطع و گواه روشنگر و مبيّن حقيقت است[١] و هر چيزى كه شك و ترديد را قطع كند، و حقيقت را روشن كند و به اصطلاح مفيد علم و يقين گردد، به آن «برهان» مى گويند.
اگر قرآن معجزه را برهان مى نامد و مى فرمايد:
(...فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَونَ وَمَلاَئِهِ) .[٢]
«"عصا و يدِ بيضاى" تو دو گواهند بر رسالت تو از جانب خدا به سوى فرعون و طايفه اش».
اگر قرآن خود پيامبر را «برهان» مى خواند و مى فرمايد:
(يا أَيُّهَا النّاسُ قَدْ جائَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ).[٣]
«اى مردم! از جانب پروردگار شما گواهى آمده است».
اگر قرآن به مشركان مى گويد:
(...ءَإِلهٌ مَعَ اللّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ) .[٤]
[١] ابن منظور در «لسان العرب» مى گويد: «البرهان: الحجّة الفاصلة البيّنة يقال: بَرهَنَ يُبَرْهِنُ بَرهَنة إذا جاء بحجّة قاطعة للدد الخصم»(لسان ، ج١٣، ص ٥١).
«برهان آن دليلِ فيصله دهنده اختلاف، و روشنگر است عرب مى گويد فلانى اقامه برهان كرد يعنى دليلى آورد كه عناد طرف را قطع كرد».
[٢] قصص/٣٢.
[٣] نساء/١٧٤.
[٤] نمل/٦٤.