منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٣
آيا حس احترام به قانون او را از خيانت باز داشت؟
هيج يك از اين عوامل در آن شرايط نمى تواند به جوان نيرومند صيانت وعفاف بخشد.
مسأله فاش شدن موضوع و اطلاع عزيز از جريان بسيار بعيد بود; زيرا فرض اين است كه همسر عزيز مسأله را در محل بسيار امنى مطرح كرد و او آنچنان بر شوهر خود تسلط داشت كه حتى وقتى آلودگى او ثابت شد، تصميم حادّى درباره او نگرفت، فقط به اوگفت:
(اِسْتَغْفِرى لِذَنْبِكِ) .
«از گناه خود توبه كن!».
يعنى واكنشى كه او نشان داد حاكى از آن بود كه وى نسبت به مسأله ناموس، فردى بى تفاوت است.
انتساب به خاندان نبوّت، در برادران يوسف نيز موجود بود و هرگز آنان را از كار زشت باز نداشت، وجنايتى را مرتكب شدند كه از زنا بدتر بود.
احترام به قانون در برابر طوفان شهوت و امواج كوه آساى غرايز، عاملى نيست كه بتواند عفت آفرين باشد.
در اينجا بايد عامل ديگرى را جستجو كرد كه يوسف را از لغزش بازداشت و يوسف از آن با جمله بس كوتاه «مَعاذَ اللّه» نام مى برد[١] و در حقيقت ايمان به خدا بود كه قلب او را پر كرده و در قلب او براى غير اوجايى نگذاشته بود، يعنى عصمت الهى بود كه او را در برابر طوفان شهوت حفظ كرد و به او صيانت بخشيد، و بدون آن، انديشه مقاومت واستقامت جز خيال و پندارى بيش نيست حالا خيالبافان در باره او هرچه مى خواهند، بگويند سرچشمه بسيارى از انديشه هاى باطل درباره يوسف، روايات «يهود» است كه آنها را
[١] خداوند از اين عامل به «برهان رب» تعبير مى نمايد.