منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥٠
٦.(وَلَوْلا فَضْلُ اللّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللّهَ تَوّابٌ حَكيمٌ)(نور/١٠)
٧.(...ءَإِلهٌ مَعَ اللّهِ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ)(نمل/٦٤)
٨.(...فَذانِكَ بُرْهانانِ مِنْ رَبِّكَ إِلى فِرْعَونَ وَمَلاَئِهِ...)(قصص/٣٢)
ترجمه آيات
١. «اى مردم! از جانب پروردگار شما گواهى آمده است».
٢.«پناه به خدا مى برم! عزيز مصر ولى نعمت من است، افراد ستمگر رستگار نمى شوند».
٣.«زنان دربار مصر گفتند: ما هيچ بدى در او نديديم در اين هنگام همسر عزيز گفت: اكنون كه حق آشكار گشت من بودم كه او را به سوى خود دعوت كردم و او از راستگويان است».
٤. «آن زن قصد او را كرد و او نيز ـ اگر برهان پروردگار خود را نمى ديد ـ قصد وى مى نمود، چنين كرديم تا بدى و زشتى را از او دور سازيم، او از بندگان «مُخْلَص» ما است».
٥.«هر دو به سوى در شتافتند و همسر عزيز پيراهن يوسف را از پشت پاره كرد، در اين هنگام هر دو آقاى زن را بر در منزل يافتند، آن زن گفت: كيفر كسى كه نسبت به اهل تو سوء قصد كند جز زندان يا عذاب دردناك چه خواهد بود؟!».
٦.«اگر نبود كرم و رحمت خدا بر شما (همگى هلاك مى شديد) و خداوند توبه پذير وحكيم است».
٧. «آيا خدايى، جز "اللّه" است بگو دليل و گواه خود را بياوريد!».
٨.«"عصا و يدِ بيضاى" تو دو گواهند بر رسالت تو از جانب خدا به سوى فرعون و طايفه اش».
تفسير آيات
سراسر آيه هاى سوره «يوسف» بر علم و دانش، بر بردبارى و شكيبايى، بر پاكى وخويشتن دارى شگفت آور يوسف صدّيق، شهادت و گواهى مى دهند، و قرآن سرگذشت اين جوان نوشكفته خاندان يعقوب را، به عنوان «اسوه تقوا» و نمونه پاكى ، و مظهر عفت و عصمت بيان مى كند، و از اين طريق ديگران را از نتايج پر بار«عفاف» آگاه مى سازد، و به پيمودن راه او تشويق مى نمايد ـ مع الوصف ـ برخى از كوتاه نظران، آيه اى از آيات اين سوره را بر تمايل او بر گناه و يا عزم و تصميم او بر خلاف، گواه گرفته، و به خيال خود گواهى بر ادله واهىِ طرفداران عدم عصمت پيامبران افزوده اند. ما براى روشن شدن موضوع پيرامون آيه مورد نظر آنها به بحث وگفتگو مى پردازيم و قبلاًنكته اى را يادآور مى شويم:
عفت در سخت ترين شرايط
حفظ عفت و پاكدامنى در شرايط عادى، كار سهل و آسانى است، ولى گاهى شرايط به گونه اى فراهم مى شود كه حفظ عفاف به صورت محال عادى درمى آيد، واگر در آن محيط، عصمت الهى و امداد غيبى به فرياد انسان نرسد، در مقابل عوامل شكننده تقوا، هر نوع عزم و تصميم بر پاكى، با شكست روبرو مى شود و انسان در گرداب شهوت فرو مى رود.
شرايطى كه بر يوسف حكومت مى كرد، از قبيل نوع دوم بود، اگر او از