منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٦
مى انديشيد كه با وعده الهى داير بر نجات اعضاى خانواده مؤمن او، سازگار نبود در چنين شرايطى خداوند به او دو هشدار مى دهد:
اوّلاً : بر خلاف تصور او، فرزند وى كافر بود نه مؤمن و او از نظر خلافكارى به پايه اى رسيده بود كه مجسمه (عَمَلٌ غَيْرُ صالِح) بود نه دارنده و انجام دهنده آن همچنانكه جمله (انَّهُ عَمل غير صالح) حاكى از آن است.
ثانياً: مبادا نجات فرزند خود را بطلبد كه چنين درخواستى كارى جاهلانه است و از ساحت مقدس پيامبران دور مى باشد.
گواه بر اين كه او چنين درخواستى از خداوند نكرده بود اين است كه خدا به او چنين خطاب مى كند:
(...فَلا تَسْأَلْنِ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّى أَعِظُكَ أَنْ تَكُونَ مِنَ الْجاهِلينَ) .
«چيزى را كه صلاح و فساد آن را نمى دانى از من مخواه، من تو را پند مى دهم كه مبادا از جاهلان باشى».
هرگاه نوح چنين درخواستى از خداوند كرده بود، طبعاً از گروه جاهلان شده بود، در حالى كه صريح آيه اين است كه او تا آن لحظه، جزو اين گروه نشده بود.
ممكن است تصور شود كه: نوح چنين درخواستى از خدا كرده بود و هدف از نهى (فَلا تَسْأَلْنِ) اين است كه اين نوع پرسش ها تكرار نشود.
ولى اين پندار، اساس صحيحى ندارد; زيرا اگر مقصود اين بود بايد بگويد «لِئَلاّ تَعُودَ إِلى مِثْلهِ» همچنانكه در موارد ديگر چنين مى فرمايد:
(يَعِظُكُمُ اللّهُ أَنْ تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَداً...).[١]
«خداوند شما را پند مى دهد كه مبادا مجدداً به چنين كارى باز گرديد».
[١] نور/١٧.