منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٤
پيامبر به خاطر فقدان پيوند روحى و فكرى، منفور اين خانواده و مطرود آنان گرديد تا آنجا كه خود پيامبر به امر الهى بر او نفرين فرستاد و از او تبرّى جست وگفت: (تَبَّتْ يَدا أَبى لَهَب) .
در جامعه هاى مادى، تنها عنصر سازنده «قرابت» وجزو خاندان بودن: همان پيوند نسبى و يا خويشاوندى «حسبى» است در حالى كه اسلام، علاوه بر اين عنصر، عنصر ديگرى را معتبر دانسته و آن را سازنده مفهوم «اهل بودن» و «جزو خاندان شدن» دانسته است.
تا آنجا كه قرآن از مؤمنان به لفظ «اهل» تعبير مى آورد، و در باره لوط مى فرمايد:
(فَأَنْجَيْناهُ وَأَهْلَهُ إِلاَّ امْرَأَتَهُ كانَتْ مِنَ الْغابِرينَ).[١]
«ما لوط وخاندانش را نجات داديم مگر زن لوط كه آن زن از بازماندگان (در عذاب) بود».
و در باره نوح مى فرمايد:
(وَنَجَّيْناهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظيمِ).[٢]
«ما او و خاندان او را از غم بزرگ نجات داديم».
ولفظ (أَهْلَهُ) در دو مورد علاوه بر خاندان آن دو، گروه مؤمنان را نيز شامل است.
امام هشتم (عليه السلام) پيرامون جريان فرزند نوح مى فرمايد: كنعان فرزند نوح بود، وقتى خدا را نافرمانى كرد خدا او را از پدر نفى كرد و هركس از فرزندان ما خدا را اطاعت نكند، از ما نيست آنگاه رو به راوى كرد وگفت: «تو اگر خدا را اطاعت نمايى از ما اهل بيت پيامبر هستى».[٣]
[١] اعراف/٨٣.
[٢] صافات/٧٦.
[٣] نور الثقلين، ج٢، ص ٣٧٠.