منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٣
ريخت وگفت: (رَبِّ إِنّ ابْنى مِنْ أَهْلِى...) و خدا نيز پاسخ داد كه بر خلاف تصور تو او فردى ناصالح است و غرق شدن او با وعده الهى منافات ندارد.
بنابر اين نه نوح دروغ گفته و نه خدا به نقض وعده متهم شده است، بلكه او دچار انديشه غير صحيحى در باره فرزند خود شده بود كه خدا او را روشن كرد.
توضيحى در پاسخ خدا
قرآن با صراحت كامل تر، كنعان را جزو خاندان نوح نمى داند و مى گويد:
(إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ) .
«او جزو خاندان تو نيست».
آنگاه در تعليل اين نفى و سلب چنين مى فرمايد:
(إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صالِح) .
«او (مبدأ) كارهاى ناشايست است».
اين نفى و اين تعليل مى رسانند كه در موضوع عضو يك خانواده بودن پيوندهاى روحى بر پيوندهاى نَسَبى غالب است و آن كس كه با انسان پيوند فكرى و روحى ندارد، از او نيست هرچند پاره تنش باشد و آن كس كه از نظر پيوند جسمى از تو دور باشد، ولى از نظر مكتب و راه و روش با تو همفكر باشد، از تو و خاندان تو است.
سلمان فارسى به خاطر داشتن پيوند روحى و ايمان به پيامبر گرامى، از خاندان او محسوب گرديد به طورى كه رسول خدا در باره او فرمود:«سَلْمانُ مِنّا أَهْلَ الْبَيْتِ» «سلمان از خاندان ما است» در حالى كه «ابو لهب» عموى نسبى