منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٤٠
وقتى با هلاك فرزندش روبرو گرديد با خود گفت وعده حق خداى دادگر كجا و غرق فرزندش كنعان كجا، و اين دو با هم سازگار نيست و بايد از طريق پرسش و گفتگو با خدا مشكل را حل كند.
و به تعبير اصولى: لفظ (أَهْلَكَ) در نظر نوح از هر نظر اطلاق داشت، و همه را در بر مى گرفت خواه علاوه بر پيوند جسمانى، پيوند ايمانى هم، با نوح داشته باشند، يا نداشته باشند، و چون غرق فرزند با اطلاق (أَهْلَكَ) سازگار نبود، براى رفع تحير زبان به دعا و مناجات گشود و گفت:(رَبِّ إِنَّ ابْنى مِنْ أَهْلِى وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنْتَ أَحْكَمُ الْحاكِمينَ).
بنابراين شيخ الأنبياء جز يك استعلام، و ابراز آنچه كه از سخن خدا فهميده بود، كارى صورت نداد و پاسخ الهى داير بر اينكه (إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ) پاسخ استعلام او است و اينكه مقصود از (أَهْلِكَ) آن گروه از خانواده است كه علاوه بر پيوند جسمانى، پيوند روحى وايمانى نيز داشته باشد و تنها پيوند مادى و تنى در اين موردكافى نيست.
اگر مقصود از (أَهْلَكَ) در جمله (وَأَهْلَكَ إِلاّ مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَولُ) [١] مطلق اعضاى خانواده باشد، طبعاً مقصود از جمله (إِلاّمَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَولُ)تنها همسرش خواهد بود.
تحليل اين پاسخ از جهاتى ناتمام است زيرا:
اولاً: از ساحت پيامبر بزرگى مانند «نوح» بسيار بعيد است كه از جمله (وَأَهْلَكَ) نجات تمام وابستگان خود را استنباط كند، خواه مؤمن باشد و خواه كافر، در حالى كه وى خواهان نابودى تمام كافران روى زمين بود و در
[١] هود/٤٠.