منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١
بررسى آيات وارده در اين موضوع به خوبى، ارشادى بودن نهى مورد بحث را ثابت مى نمايد و مى رساند كه فرمان خدا از آن نظر نبوده كه من مولايم و شما بنده من، تا مخالفت آن، نافرمانى (معصيت اصطلاحى) به شمار برود، بلكه محيط ارشاد بوده و خدا مانند يك ناصح مشفق به آدم و حوا فرمود:
«هرگاه از اين شجره نخوريد، همواره در بهشت باقى مى مانيد و در نتيجه، گرسنگى و تشنگى، آفتاب زدگى و عريانى نخواهيد ديد واگر بخوريد دچار عكس آنها خواهيد شد» چنانكه مى فرمايد:
(فَقُلْنا يا آدَمُ إِنَّ هذا عَدُوٌّ لَكَ وَلِزَوْجِكَ فَلا يُخْرِجَنَّكُما مِنَالجَنَّةِ فَتَشْقى* إِنَّ لَكَ أَلاّ تَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى* وَأَنَّكَ لا تَظْمَؤُا فِيها وَلا تَضْحى).[١]
«گفتيم اى آدم اين (شيطان) دشمن تو و همسر تو هست، شما را از بهشت بيرون نكند كه تيره بخت مى شويد، اكنون در پرتو نعمت بهشت نه گرسنه مى شوى و نه برهنه و نه در آنجا تشنه و آفتاب زده مى شوى».
اينك قرائنى كه ارشادى بودن نهى را تأييد مى كند:
١. از اينكه جمله (فَتَشْقى) را با «فاء» نتيجه آورده است، بهترين گواه بر اين است كه نتيجه مخالفت اين نهى(و به اصطلاح غرض از نهى) اين بود كه آدم و همسر وى «شقاوت» پيدا نكنند، سپس آيه بعد (إِنَّ لَكَ أَلاّتَجُوعَ فِيها وَلا تَعْرى)[٢] بيانگر اين شقاء است و اينكه تفاوت خوردن و نخوردن از ميوه اين شجره اين است كه در صورت نخوردن، برهنگى و تشنگى و گرسنگى نيست در حالى كه در صورت مخالفت همه اينها هست و هرگز در صدد بيان
[١] طه/١١٧ـ١١٩.
[٢] طه/١١٨.