منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٢
٤١. «شيطان او را وسوسه كرد و گفت: اى آدم! آيا مى خواهى تو را به درخت عمر جاودان و ملك فنا ناپذير راهنمايى كنم؟».
٤٢. «سرانجام هر دو از ميوه آن درخت خورده و قسمت ناخوشايندِ اندام آنها آشكار گرديد و با برگهاى درختان بهشت، بدن خود را پوشانيدند و آدم نافرمانى كرد و به بيراهه رفت».
٤٣.« آنگاه خدا او را برگزيد وتوبه او را پذيرفت و هدايت كرد».
٤٤. «گفتيم اى آدم اين (شيطان) دشمن تو و همسر تو هست، شما را از بهشت بيرون نكند كه تيره بخت مى شويد، اكنون در پرتو نعمت بهشت نه گرسنه مى شوى و نه برهنه و نه در آنجا تشنه و آفتاب زده مى شوى».
٤٥.(«امّا تو در بهشت راحت هستى! و مزيّتش) براى تو اين است كه در آن گرسنه و برهنه نخواهى شد».
٤٦.«ولى شيطان او را وسوسه كرد».
٤٧.« آدم با خداى خود مخالفت كرد و راه سعادت را گم كرد، سپس خدا او را برگزيد و به سوى او با رحمت بازگشت و هدايت نمود».
٤٨.«سپس خدا او را برگزيد و به سوى او با رحمت بازگشت و هدايت نمود».
٤٩. «خدا او را برگزيد و به سوى او با رحمت و رأفت نگريست و هدايت نمود».
٥٠. «سوگند به عزت تو، همگان را گمراه مى كنم جز بندگان مخلص را».
٥١. «شماها را از يك نفس آفريده و همسرش را نيز از جنس او قرار داده است و از چهار پايان به سود شما هشت صنف آفريد، شماها را در شكم مادرانتان در دل سه تاريكى (شكم، رحم وبچه دان) با تحولات گوناگون و پى در پى آفريد».
٥٢. «هر كسى را خدا هدايت كند، براى او گمراه كننده اى نيست».
٥٣. «اى مردم ما شماها را از يك مرد و زن آفريده ايم».
٥٤. «به سوى خدا بازگرديد و توبه نصوح انجام دهيد!».