انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٢٠ - مجلس ٨٠ شرائط بناء خانه اى در بهشت و بهترين مردم بودن
بنده يک سرنوشت دارم. شما يک سرنوشت داريد. سرنوشت انسانها مثل هم نيست. نبايد من به جنابعالي نگاه کنم و شما هم به من نگاه بکنيد و بگوييم چرا فلاني اينطور شد و من نشدم؟ چرا فلان شخص دارد ولي من ندارم؟ چرا فلان مصيبت من را گرفتار کرد ولي فلاني گرفتار نشد؟ برادران من، اين چراها را کنار بگذاريد. شخص قانع ديگر محتاج کسي نيست و احتياج به کسي ندارد زيرا داراي سرمايه اي بزرگ است که او را آرامش ميدهد. اين سرمايه بزرگ قناعت است که خيلي انسان را قوي ميکند.
امشب، شب ولادت با سعادت منجي عالم بشريّت حضرت مهدي عجل الله است. شب ولايت صاحب ما است. افتخار ما اين است که در رعيّت چنين بزرگواري قرار گرفتيم. چقدر سعادت بزرگي است.
يکي از بزرگان ميفرمود که از کلام بعضي از ائمّه علیهماالسلام چنين بر ميآيد که آرزو داشتند يک چنين زماني را درک کنند. لا اله الّا الله، کَاَنَّه امامي بگويد که کاش در زمان رعيّتگري صاحب الامر عجل الله بودم. امامي که داراي منسب امامت است، خودش محور قطب عالم امکان است، يک چنين شخصيّتي چنين مطلبي را بگويد.
حضرت بقية الله عجل الله چه مقامي دارد که من و شما قدرش را نمي دانيم؟ دو تا از خدمتگذاران ساحت مقدّس امام حسن عسگري علیهالسلام به نام نسيم و ماريه نقل ميکنند که وقتي حضرت بقية الله عجل الله قدم به اين عالم گذاشت، به حالت دو زانو بودند و سر به سجده گذاشتند و سرشان را بلند کردند و جمله اي فرمودند. آن حضرت عجل الله با انگشت سبابه اشاره به آسمان کردند و حمد خدا را به جا آوردند. بعد از آن فرمودند که ظلمه فکر ميکنند ديگر آفتاب حجّت الهي افول کرده است؟ اگر به ما اجازه سخن ميدادند و ما لب به سخن باز ميکرديم، براي احدي شکّ و ترديد باقي نمي ماند. دنيا لحظه اي بدون