انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٤٥ - مجلس ٨٤ سه سفارش كه موجب نجات انسان مىشود
من اين مقامي که الان دارم، به همين اندازه اي که خدا به من داده، از برکت دعاي آن لحظه پدرم است.
آقايان بزرگوار، نور چشمهاي من، شما خيلي بايد بيشتر از اينها رعايت پدر را بکنيد. بعضي از مردم را ميبينم خيلي به اين مسأله توجّه ندارند و خودشان را بالاتر از پدر ميدانند.
پدر يکي از علما از عوام بود. وقتي اين عالم ميخواست همراه پدرش در مجلسي حضور پيدا کند از پدر جلو نمي افتاد. به او ميگفتند: آقا، شما ملّا و آيت الله هستيد. ميفرمود: نه، پدر حقّش آن قدر زياد است که من نبايد جلوي او راه بروم.
واقعاً حقّ مطلب هم، همين است؛ چون در روايتي امام صادق علیهالسلام در رابطه با پدر ميفرمايد: "لَا تَرْفَعْ صَوْتَكَ فَوْقَ أَصْوَاتِهِمَا وَ لَا يَدَكَ فَوْقَ أَيْدِيهِمَا وَ لَا تَقَدَّمْ قُدَّامهما"١ هيچ وقت صدايتان را بلندتر از صداي پدر و مادر نکنيد. هيچ وقت دستتان را از ايشان بالاتر نگيريد و هيچ وقت از آنها در راه رفتن پيشي نگيريد.
باور کنيد بعضي ها بي سواد هستند امّا از اهل علم، جلوتر هستند. خدا را گواه ميگيرم بعضي از مردم در رعايت آداب و مسائل ديني از بعضي آقايان اهل علم پيشي دارند. خدا نکند دو تا اهل علم با هم قهر کنند و با هم درگيري داشته باشند. صد مرتبه بدتر از مردم عوامند. مردم عوام اگر با هم درگير ميشوند، بعد از مدّتي با هم آشتي ميکنند ولي خدا نکند روحاني با کسي بد بشود. نمونه هايش هست. روحاني خودش عمل نمي کند ولي بالاي منبر که ميرود به مردم ميگويد: اي مردم، چنين باشيد، چنان کنيد.
١ . بحار الأنوار ، ج ٧١، ص ٤٠