انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٥٩ - مجلس ٩٩ علائم يقين
گفت: اين چيست؟ آن عالم جريان را ميگويد. يک مرتبه صداي گريه آقاي مقدّس کاظمي بلند شد مثل يک آدم مصيبت ديده گريه ميکرد. گفتند: آقا چرا اين طوري شديد؟ گفت: ميدانيد چه بلايي به سر من آمد؟ خدايا من چه معصيتي کردم که به اين روز سياه افتادم؟ گفتند: آقا چه معصيتي، چه بلائي؟ فرمود: ميدانيد آوردن اين پول براي من معنايش چيست؟ معنايش اين است که اسم من به ديوان ظالمين رفت.
آنها چطور اين راهها را رفتند، ما چطور ميخواهيم برويم؟ در زمان ما معنويّت خيلي کم شده است. خيلي معنويّت ضعيف شده است. علماي قديم امدادهاي غيبي داشتند، با عالم معنا ارتباط داشتند، به جدّم قسم اينها واقعاً ارتباط داشتند، خدمتشان ميرفتم ميديدم که آقا دارد چيزهايي ميگويد، ميفهميدم اينها امداد غيبي دارند. خدا گواه است اگر يک ذرّه دلتان را صاف کنيد، يک مقدار صيقل کنيد، عجيب درها به رويتان باز ميشود که اصلاً دنيا ديگر به چشمتان ارزش ندارد.
خدايا، چنين حالتي را به همه ما مرحمت بفرما. دعا ميکنم که خدا اين نعمتها را به شما بدهد. اين توفيقات الهي نعمت هستند نه دنيا. اصلاً دنيا ارزش ندارد. فقط چيزي که ارزش دارد رنگ الهي داشتن زندگي است. اگر به دنيا رنگ الهي زديم ماشاء الله و الّا دنيا کثافت است.
خدايا، دلهاي ما را به نور کلمات اهل بيت پيغمبر علیهماالسلام منوّر بگردان. خدايا، اين نعمتها و توجّهات مورد رضاي خودت را به همه عزيزان مرحمت بفرما. خدايا، به حقّ محمّد و آل محمّد علیهماالسلام لياقت درک محضر امام زمان عجل الله و ديدن صورت و جمال نوراني ايشان را به ما مرحمت بفرما.