انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٠٣ - مجلس ٩٢ ثمرات مسواك زدن و اقسام خواب
حَرَامٌ ابداً إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ"١ همه علما گفتند: بله. گفت: اگر اين درست است پس اين محمّد حسن چه کاره است که اين حرف را زده است؟ تا اين حرف را زد همين آقازاده که نشسته بود يک مرتبه گفت: درست حرف بزن، محمّد حسن يعني چه؟ بگو حضرت آيت الله العظمي مرجع تقليد شيعيان آقاي ميرزا محمّد حسن شيرازي، بد نيست اين تعبير را کردي؟ ناصرالدّين شاه عصباني شد و گفت: تو حرف نزن، اين چه وضعي است که ايشان درست کرده است؟ طلبه گفت: يعني چه؟ آقا مرجع تقليد است. ناصرالدّين شاه گفت: مرجع تقليد يعني بايد همه کاري بکند؟ گفت: بله. ناصرالدّين شاه، خيلي حرف نزن، اگر آقاي محمّد حسن شيرازي الان بگويد شمشير بدست بگير و گردن ناصرالدّين شاه را بزن من ميزنم.
ناصرالدّين شاه خيلي عصباني شد. اصلاً انتظار نداشت از فردي که خيلي با او رفت و آمد داشته، چنين حرفي بشنود. خيلي عصباني شد و بلند شد و از مجلس بيرون رفت. بعد از مدّتي، يک نفر از افرادي که در آن جلسه حضور داشت به سامرا رفت و قضيّه را براي ميرزا تعريف کرد. ميرزا هم دنبال افرادي فرستاد که گفته بودند حساب اين طلبه را برسيم و شهريّه او را قطع کنيم. وقتي آمدند به آنها فرمود: حالا ديديد، اين همان طلبه اي بود که ميخواستيد شهريّه اش را قطع کنيد. ببينيد حالا چطور وکيل مدافع اسلام شده است. حالا کار من درست بود يا کار شما که ميخواستيد انجام بدهيد؟
برادران عزيز، بيشتر به آداب اسلام برسيد. انسان بايد در مردم داري، در اجتماع، در خود ساختن بيشتر به حال خودش برسد.
١ . کافي، ج ١، ص ٥٨