انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٣٣ - مجلس ٩٥ هفت دستور طلايى
"وَ لَا حَسَبَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ" شما براي ديگران فخر فروشي ميکني که من پسر فلاني هستم، من فلان طايفه ام، بنده فلان فرد هستم، آقا ميفرمايد اينها را کنار بگذاريد. بهترين حسب و نسب، حسن خلق است. شخص خوش اخلاق با همه مردم فاميل است.
در روايات بيان شده است که از همه غريب تر در دنيا فرد بد اخلاق است چون با کسي آشنا نمي شود، رفيق نمي شود، هيچکس جرأت نمي کند کنارش بيايد، نزديکترين فرد به او هم از او متنفّر است. روايت دارد آن گناهي که هر چه از آن توبه کند باز جايش سبز ميشود سوء خلق است. کاري کن که بد اخلاقي را کنار بگذاري و الّا هر چه بگويي "استغفرالله ربي و اتوب اليه" و باز دوباره آن را انجام بدهي فايده اي ندارد؛ بنابراين، حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد اگر حسب و نسب ميخواهي خوش اخلاق باش، به مردم برخورد ميکني سلام کن. اشکالي ندارد که کوچک هم باشد و تو به او سلام کني، چه اشکالي دارد؟ مگر سلام کنيم از آقايي ما کم ميشود؟ به خدا قسم آقاتر ميشويد. طوري نباش که اخم کني و سرت را پايين بياندازي، اصلاً کسي را نگاه نکني، کسي هم که به تو سلام ميکند با سختي جوابش را بدهي. ما دستورات بسيار زيبايي داريم که اگر به اين دستورات عمل کنيم خدا شاهد است گل سر سبد جامعه ميشويم ولي خب متأسّفانه اين اخلاق را نداريم.
روزي ديدند که شيخ مفيد رحمه الله سر درس بلند ميشود و مينشيند، دوباره بلند ميشود بعد مينشيند. پرسيدند: جناب استاد، چرا شما امروز اينطور شده ايد؟ خداي ناخواسته پايتان درد ميکند يا ناراحتي ديگري داريد؟ آقا فرمود: بله، شما امروز در مدرسه را نبستيد و من به زحمت افتادم. شاگردها گفتند: يعني چه؟ فرمود: شما امروز در را باز گذاشتيد، اين سادات بني الزهرا علیهاالسلام، بچّه هاي پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم ميآمدند از جلوي در رد ميشدند من براي احترام به آنها بلند ميشدم، مگر ميشود سيّدي را ديد و به احترام او و جدّش بلند نشد؟ من جواب مادرشان را چه بدهم؟