انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢١٠ - مجلس ٩٢ ثمرات مسواك زدن و اقسام خواب
در قبر وحشت و اضطراب مرا فرا گرفت. يک مرتبه ديدم سگ سفيدي در قبرستان پيدا شد. آمد و آمد و وارد قبر من شد. تا آمد در همان عالم فهميدم که اين سگ همان اخلاق و خوي تند و بد من بوده است. فرمود: همين که سگ وارد قبر شد تا به جان من بيافتد و بدنم را پاره پاره کند وحشت زيادي مرا گرفت که ديدم دريچه اي از قبر باز شد و يک شخصيّت نوراني وارد شد. نگاه کردم ديدم آقا سيدالشهداء علیهالسلام است. به من فرمود: نترس من هستم و ديدم حضرت علیهالسلام با دست مبارک به سگ اشاره کرد و گفت: بيرون برو، اين آقا دوست من است و مرا هيچ وقت فراموش نکرده است.
به نظر بنده، اين آقا موفّق به خواندن زيارت عاشورا بوده که حضرت علیهالسلام به دادش رسيده است. بعد ميرزا علي شيرازي بالاي منبر ميگفت: اي طلاب، اي اهل علم، اي آقايان، دست از دامن اباعبدالله علیهالسلام نکشيد. آنجا ميفهميم که چقدر نيازمند به امام حسين علیهالسلام هستيم.
عزيزان، اين خوابها گاهي انسان را تکان ميدهد و بيدار ميکند. بياييد ان شاء الله دستورات جدّمان که به اميرالمؤمنين علیهالسلام فرموده اند را با جان و دل خريدار باشيم و ان شاء الله سعي کنيم در حدّ مقدور پياده کنيم.
خدا به حقّ محمّد و آل محمّد علیهماالسلام سعادت دنيا و آخرت را نصيب همه ما بگرداند.