انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٣٣ - مجلس ١١١ جهل، بدترين نوع فقر
مستقيم آن را نزد علماي اهل سنّت برد. وقتي کتاب را ديدند چون کتاب به سبک مذهب تشيّع و برنامه هاي شيعه نوشته شده بود فهميدند که ايشان شيعه است. بلافاصله همين موضوع را به جهانگير شاه اطّلاع دادند. جلسه اي تشکيل دادند و در آن جلسه جهانگير شاه گفت: حالا شما چه ميخواهيد و حرفتان چيست؟ گفتند: حرف ما اين است که اين آقا مرتد است و بايد کشته شود.
جهانگير شاه گفت: من به شما اجازه ميدهم و شما هر چه که رأي مذهبتان است نسبت به او پياده کنيد. آنها هم وقتي اين اجازه را از جهانگير شاه گرفتند، آقا را گرفتند و با چوبهاي خاردار آنقدر به بدن مبارک ايشان زدند که به شهادت رسيد و بدنشان قطعه قطعه شد. با اين حيله، اين مرد دانشمند و عالم را از بين بردند.
مي خواهم بگويم ببينيد علماي ما با چه زحمت هايي، با چه رنجها و با چه تدبيرهايي خودشان را نگه ميداشتند تا مطالب حق را به ديگران برسانند، خوش به سعادتشان.
"وَ لَا وَرَعَ كَالْكَفِّ" هيچ ورع و پارسايي بهتر از "کف" نيست يعني "کفّ عن محارم الله" که انسان از حرام خدا اجتناب کند. چرا انسان گناه کند بعد بنشيند و "استغفرالله ربّي و اتوب اليه" بگويد؟ چه بهتر اينکه اصلاً نزديک گناه نرود.
"وَ لَا حَسَبَ كَحُسْنِ الْخُلُقِ" پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به اميرالمؤمنين علیهالسلام ميفرمايد هيچ حسب و نسبي بهتر از خوش اخلاقي نيست. انسان خوش اخلاق از فاميل هم نزديکتر است. حسن خلق انسان را شريک مال و رفيق زندگي مردم ميکند. افراد خوش اخلاق جايگاه بالايي در دل مردم دارند فلذا حضرت صلی الله علیه و آله و سلم تعبير به "حسب" کرده است. حسب يعني چيزي که باعث شناسايي انسان ميشود .گاهي ميگويند: حسب و نسب فلاني به فلاني برمي گردد. اين فاميل ها براي شناسايي است.