انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٦٣ - مجلس ٦٩ هشت خصلت سزاوار مؤمن
"وَ قُنُوعٌ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ" شخص مؤمن قانع است. مؤمن قانع است به هر چيزي که خدا براي او قرار داده است. هر کسي در زندگي خودش، روزي مقسومي دارد اگر بنا است فلان پول به شما برسد حتماً ميرسد حتّي اگر جمعيّت دنيا همه بخواهند آن پول به شما نرسد.
"لَا يَظْلِمُ الْأَعْدَاءَ" شخص مؤمن هيچ وقت نسبت به دشمنش ظلم نمي کند. اين بيان نشان دهنده اين است که تمام کارهاي مؤمن حساب شده است.
"وَ لَا يَتَحَامَلُ عَلَى الْأَصْدِقَاءِ" شخص مؤمن اينطور نيست که وقتي کنار دوستانش قرار ميگيرد بارش را به دوش آنها بياندازد و بگويد فلاني رفيق من است، رفيق بودن ملاک نمي شود که تمام کارهاي خودت را به دوش او بياندازي.
پيامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم اصحاب خود را طوري تربيت کرده بودند که وقتي شخصي سوار شتر بود و وسيله اش روي زمين ميافتاد به کسي که پايين شتر بود نمي گفت وسيله مرا بده بلکه خودش از شتر پايين ميآمد و آن را بر ميداشت.
"بَدَنُهُ مِنْهُ فِي تَعَبٍ" بدن مؤمن از نظر خودش در رنج است. چه بسا براي او زحمت است که مرتّب بلند شود و کار کند ولي ميگويد: من خودم اذيّت شوم بهتر از اين است که شما را اذيّت کنم.
"وَ النَّاسُ مِنْهُ فِي رَاحَةٍ" مردم از دست او راحت هستند مثلاً ممکن است با يک نفر هم اتاق شود، ممکن است آرام بيايد و آرام برود و خودش را اذيّت کند ولي هم اتاقي خود را آزرده نمي کند. اينطور نيست که مدام برود و بيايد و در را محکم بکوبد که هم اتاقي اش از دستش ناراحت و آزرده شود.
يکي از دوستان بنده، پيرمردي نوراني از اهالي بروجرد بود به نام مرحوم آقاي شريعتي که در ادبيات هم بسيار قوي بود. ايشان نقل ميکرد: وقتي آيت الله بروجردي رحمه الله به بروجرد تشريف آوردند ما در رکاب آقا بوديم. شخصيّت هاي