انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٦٥ - مجلس ١٠٠ آفات برخى اعمال درست انسان
يک اشکال ديگر اين است که بعضي مواقع هم يک چيزي را که به کسي ميدهيم و خدمتي به او ميکنيم، ميخواهيم در عوض از او کار بکشيم که بله آقا، من فلان کار را براي تو کردم حالا بيا فلان کار را براي من انجام بده، يعني چه؟ تو اگر براي خدا خدمت کردي، کار کشيدن ندارد. متأسّفانه بعضي از ما اينطوري هستيم.
"وَ آفَةُ الشَّجَاعَةِ الْبَغْيُ" آفت شجاعت هم ظلم و سرکشي است يعني فرد از قدرتش سوء استفاده کند. شجاعت را خدا به تو داده است که از آن استفاده خير کني نه اينکه به مردم ظلم کني. ستم به ديگران آفت شجاعت است. بعضي ها اگر قدرت دارند قدرتشان را عليه مردم به کار ميبرند. ظلم و ستم به مردم عقوبت شديدي دارد.
"وَ آفَةُ الْجَمَالِ الْخُيَلَاءُ" آفت جمال و زيبايي، تکبّر است. "الخُيَلاء" يعني تکبّر، باد دماغ داشتن، هر قدر هم انسان خوشگل و زيبا باشد اگر تکبّر و غرور داشته باشد مردم دور او جمع نمي شوند. ميگويند فلاني آنقدر باد دماغ دارد که کسي به او اعتنا نمي کند. زيبايي و جمال نعمت الهي است امّا نبايد تکبّر داشته باشد بلکه بايد فروتن و متواضع باشد.
"وَ آفَةُ الْحَسَبِ الْفَخْر" آفت حسب و نسب، فخر فروشي است. بگويد من فلاني هستم، من پسر فلان آقا هستم، من آيت الله زاده ام، من فرزند فلان شخصيّت هستم. آفت حسب و بزرگواري، فخر کردن است. حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد اين مفاخره را کنار بگذار. من فلاني هستم يعني چه؟ بگذار خدا به تو عزّت بدهد. چيزي که خدا به تو مرحمت کند، ارزش دارد. انسان با گفتن اين چيزها که بزرگ نمي شود. با فخر فروشي که بزرگواري بدست نمي آيد. نبايد با گفتن اين حرفها با مردم مفاخره کرد.