انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٠٨ - مجلس ٩٢ ثمرات مسواك زدن و اقسام خواب
ديدم وقتي زين شما بر زمين بود سگي آمد و به اين زين ادرار کرد و نجس شد. تو اگر سوار بر زين شوي ممکن است بدنت نجس شود.
سيّد مرتضي گفت: استاد بزرگوار، شما يک شاهدي، عادل هم هستي امّا شهادت واحده شرعاً حکم را اثبات نمي کند. اين زين براي شما که ديدي، نجس است امّا براي من نجس نيست. شيخ مفيد گفت: اين حرفها چيست؟ وقتي من به تو ميگويم ديدم که حيوان به آن ادرار کرد و نجس شد ديگر تمام است. دو شاهد عادل در جايي بايد مطرح شود که مثل شيخ مفيدي نگفته باشد. سيّد مرتضي عرض کرد: جدّم فرموده است که در احکام شرعيه تا دو شاهد عادل نباشد حکم ثابت نيست امّا نگفتند الّا شيخ مفيد.
خلاصه، بحث علمي اين دو بزرگوار بالا گرفت. شيخ مفيد فرمود: حالا که اينقدر بحث ميکني به خدمت آقا اميرالمؤمنين علیهالسلام، حلّال مشکلات ميرويم تا ببينيم آقا چه جوابي ميدهند. نامه اي نوشتند و در آن، عين مسأله را از آقا پرسيدند و شب نامه را روي قبر اميرالمؤمنين علیهالسلام گذاشتند. فردا صبح آمدند و نامه را برداشتند، ديدند زير نامه جواب نوشته شده است که "الحقُّ مَعَ وَلدي" حقّ با پسرم است. وقتي شيخ مفيد اين نامه را خواندند به سيّد مرتضي گفتند: سيّد، جلو بيا. وقتي جلو آمد لبشان را روي پيشاني سيّد گذاشتند و بنا کردند به بوسيدن و فرمودند: تو فرزند آقا هستي، به به.
من و شما وقتي مباحثه ميکنيم مثلاً وقتي بنده ميبينم حقّ با شما است ديگر چه ناراحتي بايد داشته باشم؟ وقتي ميبينم شاگردي واقعاً مطلب را فهميده است بايد افتخار کنم. نبايد ناراحت باشم. شخص جليل القدري که بنده بسيار به او ارادت دارم از تهران به اينجا آمده بود. ايشان روايتي پيش من آورد و گفت: ميخواهم اين روايت را ببينيد که اشکالي نداشته باشد. بنده روايت را