انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٦٥ - مجلس ٨٨ دنيا در نگاه مؤمن و كافر و مقام مؤمن مريض
خدا را دوست دارد و محبّ خدا است وقتي ميبيند بندگان خدا اينقدر گناه ميکنند ناراحت ميشود.
در روايات، برخورد با منکر به سه دسته تقسيم شده است: اوّل اينکه مؤمن، عملاً جلوي گناه را ميگيرد؛ اگر نتوانست با زبان جلويش را ميگيرد و نصيحت ميکند، اگر با زبان هم نتواند جلويش را بگيرد حتماً از آن شخص انزجار پيدا ميکند و ناراحتي را در دل نگه ميدارد. اين معناي زندان بودن دنيا براي مؤمن است يعني در زندگي راحتي ندارد که آب خوش گواري از گلويش پايين برود، آب را با غصّه ميخورد؛
امّا براي کافر چطور؟ او خيلي آزاد برخورد ميکند. ميگويد هر چه ميخواهد بشود. هر کس هر کاري بکند. ميگويد به من چه، به من ربطي ندارد، اين دو روز دنيا ميخواهم راحت باشم، چرا غصّه ديگران را بخورم. فقط پتو را روي سر خودش ميکشد، برايش مهم نيست که رفيقش که کنارش خوابيده است سرما بخورد يا نخورد، ميگويد هر چه ميخواهد بشود امّا مؤمن اين نيست، ميگويد کاري کنم که نه خودم سرما بخورم و نه رفيقم.
روزي شخصي از امام حسن مجتبي علیهالسلام پرسيد: آيا اين روايت درست است که: "الدُّنْيَا سِجْنُ الْمُؤْمِنِ وَ جَنَّةُ الْكَافِرِ" حضرت علیهالسلام فرمود: بله. شخص گفت: پس چرا من که کافر هستم الان در فشار و سختي هستم امّا شما که يکي از مؤمنين هستي خيلي راحت سوار بر مرکب حرکت ميکني؟ حضرت علیهالسلام فرمود: تو راست ميگويي امّا خبر نداري، اگر بداني خدا براي مؤمن بعد از مرگش چه ذخيره هايي کرده و چه جايگاهي برايش منظور کرده است متوجّه ميشوي که اينجا واقعاً برايش زندان است و اگر بداني خدا براي کافر چه برنامه اي قرار داده و بداني کجا خواهي رفت ميفهمي اينجا برايت بهشت است.