انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٤٥ - مجلس ٩٨ سفارشات طلايى به دو صحابى گرامى
براي سؤال دراز نکني زيرا اين يک نوع ذلّتي است که براي خودت حاضر ميکني و اين فقر و تهي دستي است که خودت شتاب زده دنبال آن رفته اي، يعني خدا تو را عزيز آفريده و به تو عزّت و مقام داده است خودت را کوچک و خوار نکن، اين کار خوبي نيست.
گاهي بعضي از طلبه ها که تازه وارد طلبگي شده اند با همين روحيّه جلو ميآيند. دائماً به ديگران ميگويند: آقا چيزي داريد به ما بدهيد؟ بنده کمکشان ميکنم ولي نصيحتشان هم ميکنم که نور چشمان من، عادت نکنيد، اين نفس بدي است که اگر عادت کرديد ديگر حجب و حيا را از دست ميدهيد؛ آن وقت براي شما خيلي حيف است.
روايت داريم هر بنده اي که در موقع نياز و حاجت به کسي به جز من رو نزند، تکيه گاهش من باشم، اعتمادش به من باشد و به من اميدوار باشد، من اميدش را نااميد نمي کنم. اين مسأله صد در صد است. خود حقير سر و پا تقصير که قابليت چيزي را ندارم شايد چندين بار اين مطلب را عملاً تجربه کرده ام و خدا به من فهماند يعني در شرايط زندگي گاهي مسائلي پيش ميآيد که سلسله امتحاناتي از طرف خدا است. گاهي فراز و نشيبها و سختيها پيش ميآيد، عوارضي پيش ميآيد که انسان دستش خالي ميشود و نمي داند چه کار کند و در فشار ميافتد پيغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده اند در چنين جايي متوسّل به خدا شويد، اميدتان به خدا باشد که خدا آنچنان مشکل را حل ميکند که اصلاً خودتان نمي فهميد که چطور حل شد. هر چه ميخواهيد از خدا بخواهيد. خدا ميفرمايد اي موسي، نمک غذايت را هم از من بخواه، بند کفشت را از من بخواه، علف بُزت را از من بخواه، حتّي فلان چيز جزئي را باز از من بخواه يعني خجالت نکشيد، هر چه ميخواهيد از خدا بخواهيد. خدا دوست دارد که بنده اش نيازهايش را به او بگويد و در خانه ديگراني نرود که ممکن است