انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٤ - مجلس ١٠٩ علائم مؤمن و متكلف
"وَ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ" وقتي هم پشت سر قرار ميگيرد، بنا ميکند به غيبت کردن. آقاجان چرا غيبت ميکني؟ بله، فلاني چنين کرد و چنان گفت. بابا خودت را بگو. تو چرا حرف خودت را نمي زني، حرف رفقا را ميزني؟ فلاني چنين بود. فلان کس چنان بود. اي بابا، مشغول کار خودت باش. به عيب خودت مشغول باش. انسان اگر عيب خودش را رها کند آن وقت است که به سراغ عيب ديگران ميرود. بدان که تو فرصت نداري به عيب ديگران برسي چون بايد مشغول برطرف کردن عيب خودت باشي. شخص متکلّف بيکار نشسته است. در حالي که عيب خودش را عيب نمي داند مجبور ميشود به سراغ عيب ديگران برود؛ امّا آن کسي که عيب خودش را عيب بداند ديگر به سراغ عيب ديگران نمي رود که غيبت کند.
"وَ يَشْمَتُ بِالْمُصِيبَة" وقتي بيچاره اي گرفتار ميشود انسان متکلّف بنا ميکند به شماتت کردنش که آري فلاني سزايش اين بوده است يا ميگويد: اي جان، شنيدم براي فلاني اين گرفتاري پيش آمده است، دلم خنک شد، خوشحال شدم يا اينکه پيش آن طرف ميرود و ميگويد: آقا، ببخشيد من اين حرف را ميزنم، شما حتماً خلافي کردي که اين مشکلات برايت پيش آمده است، انصافاً بي خود نبود که به يک چنين مشکلي گرفتار شدي و خلاصه بيشتر نمک به زخم آن طرف ميزند.
توجّه کرديد کارهائي که شخص متکلّف انجام ميدهد خلاف اخلاق نيک يک مؤمن است. مؤمن متکلّف نيست.
خدايا، تو را به حقّ محمّد و آل محمّد علیهماالسلام ما را جزو مؤمنين قرار بده و جزو متکلّفين قرار مده. عاقبت امر ما را ختم به خير بگردان.