انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٣٨ - مجلس ١١٢ سفارش پيامبر
تَرَاهُ فَإِنَّهُ يَرَاكَ"١ براي خدا کار و عبادت کن مثل آنکه او را ميبيني و اگر تو او را نمي بيني او تو را ميبيند.
"وَ الرَّابِعَةُ كَثْرَةُ الْبُكَاءِ مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ" گريه زياد کردن از ترس خدا.
"يُبْنَى لَكَ بِكُلِّ دَمْعَةٍ أَلْفُ بَيْتٍ فِي الْجَنَّةِ" خدا براي هر قطره اشک تو هزار خانه در بهشت بنا ميکند. بالاتر از اين، رضوان و رضايت الهي را در بردارد. خدا از تو راضي است که اين خانه ها را به تو ميدهد. ﴿رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ﴾٢ "خدا از آنها راضي است و آنها هم از خدا راضي هستند و اين رضوان و بهشت براي کسي است که از خدا بترسد".
اگر ارتباط خود را با خدا زياد کنيد خدا يک حالت نفساني به شما ميدهد که چيزهايي به شما الهام ميشود. مرحوم حاج ميرزا عبدالله توسّلي ميفرمود: بنده خدايي از خراسان براي زيارت به کربلا رفت. در بين راه، نزديک شهر يعقوبيه عراق، دزدها مرکب و توشه او را بردند. با مشکلات فراوان به همراه زن و بچّه ها به سامرا رفت و به خدمت آيت الله ميرزا حسن شيرازي رحمه الله از مراجع معظم رسيد. علما نشسته بودند و آقا ايشان را صدا زد و پهلوي خود نشاند و فرمود: پسرت در مکّه است. شنيده که شما عازم کربلا هستيد، صد تومان به يک نفر خراساني داده که به شما بدهد و اين پول را در نجف به تو تحويل ميدهد و اين بيست و پنج قران را بگير تا خرج مسير تو تا نجف باشد و بعداً آن پول را هم بگير. با خود گفتم: آقا از کجا خبر دارد؟ در نجف، آن مرد خراساني ميان صحن اميرالمؤمنين علیهالسلام مرا ديد و گفت: پسرت اين پول را داده است. به او گفتم: آيت الله ميرزا حسن شيرازي قبلاً به من خبر داده است.
١ . بحار الانوار، ج٧٤، ص٧٤
٢ . سوره مبارکه بيّنه، آيه ٨