انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٠ - مجلس ٦٠ ويژگى برادران اميرالمؤمنين(ع)
سلامتي و برگشت آقا را نيّت کرد و به مرتاض هندي اين حرف را زد. مرتاض هندي بعد از کلي بالا و پايين کردن وسايلش گفت: نه، مثل اينکه بلد نيستم امّا ميبينم اين جوابي که دستگاه به من ميدهد با حرف شما يکي نيست. پدرم پرسيد: چرا؟ گفت: دستگاه جواب ميدهد که يک شخصيّت ملّا و تارک دنيا است و در روي زمين مثل چنين شخصيّتي کم پيدا ميشود، حال، مريض شده و او را به سفر برده اند. نظر اين است که به سلامت ميرسد امّا شما ميگوييد مال التّجاره است و اين جواب به نيّت شما نمي خورد. يک مرتبه پدرم گفت: درست است، احسنت، احسنت، من هم نظرم سفر همين آقا بود. مرتاض گفت: حالا که چنين است ميگويم که اين دستگاه به من نشان ميدهد که اين آقا تا شش ماه ديگر بيشتر زنده نمي ماند. همينطور هم شد. آقا سر شش ماه از دنيا رفتند.
ببينيد چطور يک مرد ملّا با شنيدن چنين جرياني اينطور از پا درآمد و کمرش شکست. اينها چه ايماني داشتند. برادران ببينيد، ايمان انسان وقتي بالا برود تا کجا ميرسد يعني گاهي شنيدن بعضي مسائل، انسان را آنچنان ناراحت ميکند که انگار بند دلمان پاره شده است.
"يُحِبُ فِيكَ وَ يُبْغِضُ فِيكَ" اگر دوستي دارند براي خاطر تو است، اگر هم دشمني دارند براي خاطر تو است. مُحِبّ تو را دوست و مُبغِض تو را دشمن دارند.
"مُحْتَقِرٌ عِنْدَ الْخَلْقِ" آنها کساني هستند که در چشم مردم خيلي کوچک هستند. مردم به آنها به کوچکي و خفّت نگاه ميکنند. محبّين اهل بيت اين طوري هستند. در نزد دنيا پرستان ارزشي ندارند. شخصي خدمت امام صادق علیهالسلام آمد و عرض کرد: يابن رسول الله، دعا کن که مالم زياد شود. نمي دانم چرا علاقه به زياد شدن مال دارم. حضرت علیهالسلام فرمود: براي چه ميخواهي اموالت زياد شود؟ گفت: ميخواهم به وسيله آن بتوانم زن و بچّه ام را آبرومندانه اداره کنم، به