انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٦ - مجلس ٦٤ مقام و منزلت على(ع) و شيعيان ايشان نزد خدا و رسول گرامى اسلام
تا کمي رفتم دستي جلو آمد و مرا نگه داشت. ندا رسيد: سيّد حسين نرو. من ايستادم. باز ديدم همينطور گروه گروه ميروند. وحشت چنان مرا گرفت که فرياد زدم: خاک بر سر من، الان چه کار کنم؟ فقط من اينجا ماندم. دوباره جرأت کردم و حرکت کردم. تا آمدم بروم دوباره دستي جلوي من را گرفت و گفت: سيّد حسين نرو، بايست.
مرتبه سوّم آنچنان شدّت اضطراب مرا گرفت که حالم دگرگون شد. فهميدم مثل اينکه من در اينجا پرونده دارم. بنا است که خدا به حساب من برسد. يک دفعه صدايي بلند شد و اسم مرا صدا کرد که نترس و بايست. من تو را اينجا نگه داشتم که عدّه اي به وسيله شفاعت تو به بهشت بروند. تو هم بعد از آنها به بهشت خواهي رفت.
"وَ أَنْتُمْ فِي الْجِنَانِ تَتَنَعَّمُونَ" حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: يا علي، دنبال شما ميآيند و طلبتان ميکنند در حالي که شما در بهشت متنعّم هستيد.
عزيزان، يک چنين روزي در پيش داريم. خدا به من و شما رحم کند.