انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٨٤ - مجلس ٩٠ حب اهل بيت
تعهّدش نزند. روحاني بايد اينطور باشد امّا حالا زمان ما اصلاً قول، قوليّت ندارد. خيلي محکم کاري ميکنند، سفته ميگيرند، چک ميگيرند، دو نفر ضامن ميگيرند و همه اين کارها را ميکنند امّا باز چک برگشت ميخورد. امّا يک انسان مؤمن، متهد و مسلمان اصلاً احتياج به اين حرفها ندارد.
مگر در زمان قديم، چِک در کار بود؟ مگر سفته در کار بود؟ مردم خانه هايشان را معامله ميکردند، با هم مينشستند و صحبت ميکردند حتّي قولنامه هم نبود. ما در زماني که آمده بوديم در حوزه علميّه اصلاً بنگاه نبود. کسي که ميخواست خانه بخرد چند جا ميرفت از مردم ميپرسيد مثلاً يکي به او ميگفت: بله، فاميل من ميخواهد خانه اش را بفروشد، بعد ميرفتند و با هم معامله ميکردند.
الان طرف ميخواهد خانه بگيرد جانش به لبش ميرسد. تمام اموالش را ميفروشد و قرض ميکند که خانه بخرد امّا پاي معامله که ميرود طرف معامله يک مرتبه ميگويد: نخير، من پشيمان شدم، نمي خواهم خانه ام را بفروشم. پس چه شد؟ اسلام چه شد؟ دين کجا رفت؟ تمام عذاب هايي که الان ميکشيم براي اين است که جامعه دين را از دست داده است و الّا اگر اسلام و مسلماني باشد نيازي به اين حرفها نيست ولي متأسّفانه روز به روز وضع خراب تر ميشود.
حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد: زينت اسلام وفاي شما است. اگر وفادار بودي مسلماني را رواج داده اي امّا اگر وفادار نبودي مردم را از مسلماني فراري خواهي داد. اگر مردم يک لباس شيک و زيبا را در لباس بدن شما ديدند ميروند آن لباس را ميخرند امّا اگر لباس زشتي در بدن شما ببينند اصلاً طرف آن نمي روند. مسلماني ما هم اگر خوب بود و زينت داشت مردم غير مسلمان هم مسلمان ميشوند امّا اگر حرکتهاي ما حرکت زشتي بود و زينتي نداشت مردم به هيچ وجه به طرف تو نمي آيند.