انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٣٣ - مجلس ٨٢ سه حقيقت از حقائق ايمان
ناراحت ميشويم و بدمان ميآيد، بلافاصله ميگوييم چرا فلاني با من اين رفتار را کرد؟ امّا ميبينيم خودمان با ديگران همين رفتارها را داريم. اينها همه از ضعف ايمان ما است و معلوم ميشود ما هنوز به حقيقت ايمان نرسيده ايم. انسان با ايمان و با حقيقت، آنچه را که براي خودش ميخواهد براي ديگران هم ميخواهد و آنچه را که براي خودش کراهت دارد آن را براي ديگران نيز نمي پسندد. اين انصاف داشتن و مردم را به جاي خود دانستن واقعاً سخت است.
"وَ بَذْلُ الْعِلْمِ لِلْمُتَعَلِّم" متأسّفانه زمانه طوري شده است که کم کم اين بذل از حوزه مقدّسه علميّه قم در حال جمع شدن است و ديگر بذل وجود ندارد. به جاي آن، معامله علم با متعلّم برقرار شده است. بذل کجاست؟ الان آن حقيقتها از بين رفته است. خدا رحمت کند مرحوم اديب نيشابوري را، يادم هست در آن روزها در حوزه علميّه مشهد ميگفتند: هيچ درسي در آن پول حساب نمي شود به جز درس مرحوم اديب؛ البتّه علما و فقها ميگفتند مسأله اي نيست اگر پول گرفته شود چون علم ادبيات است و بايد با پول جلو برود امّا علمي که نبايد پول وارد آن شود، علم فقه و فقاهت است، علم خداشناسي است، علم کلام و معرفت پروردگاراست، اين علوم است که نبايد آلوده به دنيا شود؛ امّا الان طوري شده که بسياري از انگيزها پول شده است.
علماي قديم به روحانيّون ميگفتند: زماني که منبر تشريف ميبريد، پول نگيريد؛ امّا حالا برخي تا قرارداد نبندند کارشان را شروع نمي کنند و منبر نمي روند. از آن طرف هم به مردم ميگفتند: ايها النّاس، زماني که روحاني برايتان منبر ميرود، شما وظيفه داريد با جان و دل به او خدمت کنيد نه اينکه در مقابل منبر و يا بحث علمي چيزي بدهيد، براي خاطر خدا بدهيد چون اين آقا زحمت کشيده است. من بارها اين مسأله را در منبرها تذکّر داده ام و هر جايي