انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٧٦ - مجلس ٧٢ سرعت در عقوبت چهار چيز
"فَإِنَّ صَاحِبَهُ كُلَّمَا خَرَجَ مِنْ ذَنْبٍ دَخَلَ فِي ذَنْبٍ" انساني که بداخلاق و بدخلق است هرچه توبه ميکند باز دوباره عصباني ميشود، باز دوباره وارد گناه ميشود پس بايد از خدا کمک بگيريم که اين بيماري در ما نباشد. بودن بيماري بد اخلاقي خيلي مشکل است.
حاکمي در جلسه اي بين بزرگان، مسأله اي را مطرح کرد و گفت: ميخواهم از شما سؤالي کنم لطفاً جواب بدهيد. حضّار گفتند: بفرماييد. گفت: بدترين دردها چه دردي است؟ چه نوع بيماري است که از همه بدتر و سخت تر است؟
يکي گفت: من فکر ميکنم بدترين دردها در زندگي، زن بد است. زن بد براي انسان خيلي درد آور است و زندگي را برايش سخت و تلخ ميکند. حاکم گفت: خير، اين جواب را نمي پسندم. دوّمي گفت: به نظرم سخت ترين دردها اولاد بد ميباشد. اولاد اگر بد باشد خيلي براي پدر و مادر سخت و سنگين است. حاکم گفت: خير، من هنوز جوابم را نگرفته ام. سومي گفت: بدترين دردها همسايه بد است که مرتّب انسان را آزار ميدهد. باز حاکم گفت: نه، من هنوز قانع نشده ام و جوابي که من به دنبالش هستم هنوز نداده ايد.
بعد حاکم به آنها گفت: بياييد يک کار ديگري انجام دهيم. بياييد از اينجا بيرون برويم و به هر شخصي که اوّل رسيديم از او بپرسيم که بدترين دردها چيست. همه قبول کردند. حاکم با آن افراد از قصر به سمت بيرون حرکت کردند. در بيرون، پيرمردي را ديدند که در سر و صورتش وقار خاصّي بود و با يک کوزه و کاسه سفالي، در حال گذر بود. حاکم گفت: برويم و از همين آقا سؤال کنيم. جلو آمد و صدا زد: پيرمرد بايست، سؤالي از شما دارم. گفت: بفرماييد. حاکم گفت: بدترين دردها براي انسان چه چيزي است؟ اين آقا گفته