انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٩٣ - مجلس ٩١ عاقبت سوء خلق، اطاعت زن و دروغ بستن بر پيامبر
انسان ميخواهد صحبت کند تمام اين اقفال اربعه را باز ميکند و صحبت ميکند. ماشاء الله، حالا خدا کند صحبتهاي خوب کند، دلي را به درد نياورد و متأثّر نکند. اگر زبان به آداب ديني مؤدّب بود و باعث گرفتاري نشد، خوش به سعادت انسان. حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: مواظب باشيد آقايان، منبر ميرويد حرفي نزديد که به من تهمت زده باشيد. پيغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد بالاي منبر ميرويد يک موقع روايتي نگوئيد که ما نگفته باشيم. خدا به داد ما برسد.
"يَا عَلِيُّ، مَنْ كَذَبَ عَلَيَّ مُتَعَمِّداً فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَه مِنَ النَّارِ" هر که عمداً به من دروغ ببندد، نشيمنگاه او آتش جهنّم است. چيزي که آنها نگفتند چرا بالاي منبر ميگوئي؟ بالاي منبر ميگوئي پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است، کجا پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم اين حرف را زده است؟ خدا به داد ما برسد. اگر به پيغمبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم دروغ بسته باشي خدا نشيمنگاهت را پر از آتش ميکند. چرا به پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم دروغ نسبت ميدهي؟ چرا افترا ميبندي؟
پس عزيزان، بايد در صحبتها و در اينکه چه چيزي ميخواهيد بگوييد خيلي مراقب باشيد. قديم اينطور بود. روايت خواندن عادي نبود. اينطور نبود که هر کسي بلند شود و منبر برود و روايت بخواند. من يادم است آقايي که منبر ميرفت تا ميخواست روايت بخواند محترمين به او ميگفتند: آقا صبر کن، شما با اجازه کدام آقا و مرجع روايت ميخوانيد؟ اجازه نامه تان را نشان دهيد بعد روايت بخوانيد. متديّنين نمي گذاشتند هر کسي روايت بخواند. از منبري ميپرسيدند: آقا، اجازه روايت را داريد؟ لا اله الّا الله يعني چه؟ آيا حديث خواندن اجازه ميخواهد؟ بله که ميخواهد. منبري ميگفت: يعني چه اجازه ميخواهد؟ حديث در کتابها نوشته شده است و بنده کتاب را ميگيرم و روايت را ميخوانم. اجازه براي چه بايد ميگرفتم؟ ميگفتند: اجازه براي اينکه