انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٩٠ - مجلس ٧٥ موارد دادن وليمه و چند سفارش اخلاقى
"يَا عَلِيُّ، لَا يَنْبَغِي لِلْعَاقِلِ أَنْ يَكُونَ ظَاعِناً الّا فِي ثَلَاثٍ" سزاوار نيست براي انسان که حرکتي کند يا سفر برود مگر براي اين سه چيز: "مَرَمَّةٍ لِمَعَاشٍ" تلاش براي امر معاش کند. مسافرت، براي بدست آوردن روزي و تأمين کسري زندگي باشد.
"أَوْ تَزَوُّدٍ لِمَعَادٍ" مسافرت کند براي اينکه توشه اي براي آخرت خود بردارد. مسافرت ميرود تا به خدمت عالمي برسد و از محضرش استفاده کند و مسايل ديني و اخروي خود را حل کند.
"أَوْ لَذَّةٍ فِي غَيْرِ مُحَرَّمٍ" اگر مسافرت ميکند براي تفريح باشد به شرطي که جنبه حرام در آن نباشد. اهل و عيال خود را به مسافرت ميبرد تا آب و هوايي عوض کنند.
"يَا عَلِيُّ، آفَةُ الْحَسَبِ الِافْتِخَارُ" ممکن است انسان داراي خانواده جليل القدر و شريفي باشد که اين مسأله آفتي دارد و آن افتخار کردن است. هر جا مينشيند به رخ مردم بکشد که من فرزند فلاني هستم، از بيت فلاني هستم. در معاملات و کارهايش به رخ مردم بکشد که شما ميخواهيد با من هم که وابسته به فلان شخصيّت هستم، اين چنين رفتار کنيد؟ ميدانيد من چه کسي هستم؟ با حسب و نسب افتخار به خرج ميدهد. در حقيقت بايد گفت اين آدم حسب و نسب خود را از دست داده است. به افرادي که به حسب و نسب خود افتخار ميکنند بايد گفت: ﴿فَإِذا نُفِخَ فِي الصُّورِ فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ وَ لا يَتَساءَلُون﴾١ چه حسبي و چه نسبي، فردا که نَفخ صور ميشود نگاه نمي کنند که تو پسر چه کسي هستي، به خودت نگاه ميکنند که چه چيزي داري؟ حسب و نسب سر جايش درست است امّا آن را نبايد وسيله خودت قرار دهي.
"يَا عَلِيُّ، مَنْ خَافَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ خَافَ مِنْهُ كُلُّ شَيْءٍ" کسي که از خدا بترسد خدا همه چيز را از او به وحشت مياندازد. رعب و وحشت او را به دل ديگران
١ . سوره مبارکه مؤمنون، آيه ١٠١ (هنگامى كه در "صور" دميده شود، هيچ يك از پيوندهاى خويشاوندى ميان آنها در آن روز نخواهد بود و از يكديگر تقاضاى كمك نمىكنند (چون كارى از كسى ساخته نيست)