انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٣٨ - مجلس ٩٦ نام على(ع) بر پايه هاى عرش الهى
معراج آسمان بروم، به بيت المقدّس آمدم و صخره بزرگي را يافتم که اين جمله روي آن نوشته شده بود.
"فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ: مَنْ وَزِيرِي؟" از جبرئيل سؤال کردم: وزير من کيست؟
"فَقَالَ: عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ" اشاره کرد که مراد از وزير تو، علي بن ابيطالب است.
"فَلَمَّا انْتَهَيْتُ إِلَى سِدْرَةِ الْمُنْتَهَي وَجَدْتُ مَكْتُوباً عَلَيْهَا إِنِّي أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ الّا أَنَا وَحْدِي محمّد صَفْوَتِي مِنْ خَلْقِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ فَقُلْتُ لِجَبْرَئِيلَ مَنْ وَزِيرِي فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ" آنگاه که به "سِدرَة المُنْتهى" رسيدم در آنجا ديدم که نوشته شده است: خدايي به جز من نيست و من تنها هستم، محمّد برگزيده شده از خلق من است، و در اين مرحله نيز جبرئيل علي بن ابيطالب علیهالسلام را معرفي کرد.
"فَلَمَّا جَاوَزْتُ السِّدْرَةَ انْتَهَيْتُ إِلَى عَرْشِ رَبِّ الْعَالَمِينَ جَلَّ جَلَالُهُ" در مرحله سوّم و پايان کار و آخرين منزلگاه در معراج، به عرش پروردگار رسيدم و از "سِدرَة المُنْتهى" تجاوز کردم.
"فَوَجَدْتُ مَكْتُوباً عَلَى قَوَائِمِهِ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ الّا أَنَا وَحْدِي مُحَمَّدٌ حَبِيبِي أَيَّدْتُهُ بِوَزِيرِهِ وَ نَصَرْتُهُ بِوَزِيرِهِ" ديدم در پايه هاي عرش اين جمله نوشته شده است من خدا هستم و هيچ خدايي غير از من نيست و پيغمبر حبيب من است. "حبيب" از القاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم است. ديگر در اينجا ندارد که حضرت صلی الله علیه و آله و سلم از جبرئيل در مورد وزير خود بپرسد چون جبرئيل در اين مرحله همراه پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نبود؛ پس نام اميرالمؤمنين علیهالسلام حتّي در مرحله اي که جبرئيل امين هم نمي تواند قدم بگذارد، حاضر بود. اميرالمؤمنين علیهالسلام يک چنين کسي بود. نه تنها در زمين با پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم بود حتّي در آسمان و در معراج هم بود.
پروردگارا، اين نعمت ولايت را از ما نگير. خدايا، در دنيا و آخرت ما را با اين نعمت محشور بگردان.