انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٩٦ - مجلس ٧٦ علائم شخص تنبل و مسير درست زندگى عاقل
همه وسايل نبود. قديمي ها تجمّل گرايي نمي کردند. برنامه هايي که امروز داريم اصلاً وجود نداشت. خيلي زندگي ساده اي داشتند.
صاحب جواهر رحمه الله چطور صاحب جواهر شد؟ ايشان در نجف اشرف يک اتاق تاريک و نمناکي داشت و در آنجا مينشست و جواهر را مينوشت. سي سال طول کشيد تا اين جواهر الکلام را نوشت. چقدر اين مرد موفّق بوده است. در اين سي سال چقدر کتاب مطالعه کرده است ولي ما دو سه تا کتاب ميبينيم ديگر تمام ميشود. آنها مثل ما نبودند. شاگردها که به درسشان ميآمدند، تشنه بودند.
خدا مرحوم شيخ مرتضي حائري فرزند مرحوم حاج شيخ عبدالکريم حائري يزدي مؤسّس حوزه علميّه قم را رحمت کند. ميگفت: پدرم نقل ميکرد ما درس ميرزاي شيرازي رحمه الله ميرفتيم. ساعت نه صبح که ميرفتيم درس ساعت يازده تمام ميشد. از بس که اين درس لذّت داشت. فضلا بودند و بحث ميکردند. بنده درس مرحوم آيت الله العظمي بروجردی رحمه الله شرکت ميکردم. حتّي درس هم که تمام ميشد باز بحث ميکردند. ايشان مطلب را سر دو راهي ميگذاشت و ميفرمود: با يکديگر بحث کنيد. بعد از بحث و گفتگو منتظر ميمانديم ببينيم نتيجه چه ميشود. بعد از لحظاتي، آقا دوباره شروع ميکردند و نتيجه بحث را اعلام ميکردند. بنده به نظرم چنين ميرسد که ايشان مطلب را خوب توضيح ميدادند. ما خيلي از درس ايشان لذّت ميبرديم.
خدا رحمت کند مرحوم آيت الله ستوده را. ايشان وقتي يک نفر از سر درس بلند ميشد خيلي عصباني ميشد. همان جا ميگفت: آقا بنشين، از فردا هم ديگر به درس من نيا. خدا مرحوم آقاي فلسفي را رحمت کند، ايشان هم به اين صورت بودند. منظورم اين است که الان زمانه اينطور شده است و زمان سابق اينطور نبود. قديم، حال و حوصله بيشتر بود، ادب بيشتر بود، روحيّه ها قوي تر بود، احترامات بيشتر بود، الان همه چيز اُفت کرده است. هر چه هم به آينده برويم بدتر ميشود.