انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢١ - مجلس ٦٢ رضايت خداوند متعال ثمره برادرى با اميرالمؤمنين(ع)
کسي که خدا در اين عالَم به اين پهناوري، به پيغمبرش بگويد: تو خُلق عظيم داري، ديگر من چه ميتوانم بگويم؟
"إِذْ رَضِيَكَ لَهُمْ قَائِداً وَ رَضُوا بِكَ وَلِيّاً" وجود مبارک پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم خودشان علّت اين رضايت الهي را بيان کرده اند. فرمودند: دليل اين رضايت اين است که اينها حاضرند تو را پيشواي خود قرار دهند. راضي شدند که تو براي آنها قائد باشي. راضي شدند که تو ولي آنها باشي. همين که در شهادتهاي اذان، شهادت به اميرالمؤمنين علیهالسلام ميدهيد، همين قدر که وليّ ما اميرالمؤمنين علیهالسلام شد، بس است. بيشتر از اين چه ميخواهيم؟ کلّ مشکلات را بايد درِ خانه اميرالمؤمنين علیهالسلام برد. رفتن به در خانه ايشان، رفتن به در خانه خدا است مخصوصاً ما روحانيّون، ارتباطمان با اميرالمؤمنين علیهالسلام بايد ارتباطي خاص باشد. اگر از فرزندش، امام زمان عج الله ميخواهيد، باز از اين بزرگوار هم بخواهيد يعني آقا را واسطه قرار دهيد که فرزندشان حضرت حجّت عج الله با ما بيشتر همکاري داشته باشد. حلّ مشکلات به دست مبارک ايشان است.
مرحوم شيخ طوسي رحمه الله خيلي کتاب نوشته اند امّا يک کتاب ايشان، خيلي سر و صدا درست کرد. عدّه زيادي در عمل به اين کتاب به شک افتادند. کتاب در رابطه با فقه بود. اين کتاب به نام "نهايه" تقريباً نمونه رساله هاي ما است که در زمان شيخ طوسي رحمه الله در حوزه علميّه به عنوان رساله آقا بود. بعد از انتشار اين کتاب در بين بزرگان اختلاف افتاد که آيا به اين رساله يا به اين کتاب ميتوانند عمل کرد يا خير؟
شخصيّتهاي بزرگي به نام همداني، قزويني و عبدالجبّار از جمله کساني بودند که اعتراض داشتند. جلسه اي تشکيلي دادند و گفتند: چه کنيم؟ شيخ، شخصيّتي بزرگوار است، اين کتاب را هم منتشر کرده است آيا ما ميتوانيم آن را قبول کنيم؟ بعد از کلّي صحبت، تصميم گرفتند به خدمت شيخ بروند. وقتي به محضر