انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٣٠ - مجلس ٩٥ هفت دستور طلايى
گلدسته ميرود و شهادت به رسالتش ميدهد امّا من اينجا کنار تو هستم، به تو ميگويم بلند شو برايم آب بياور از روي تنبلي مرا نصيحت ميکني.
ما نمي خواهيم بگوييم پيغمبر صلی الله علیه و آله و سلم حقيقت را نمي دانسته است خير، در نفس اين مشاوره مصلحت است يعني اگر من با عدّه اي مشورت ميکنم مردم ميگويند: آقاي ملّا و دانشمند را ببينيد، او رئيس ما است. وقتي او بيايد و با ما مشاوره کند آيا ما نبايد با همديگر مشاوره کنيم؟ پس نفس مشاوره کردن وجود مبارک رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در جامعه اثر عملي دارد يعني دعوت مردم به اين عمل که ايها النّاس، ببينيد من که پيغمبر هستم، حقيقتها و واقعيتها را ميدانم و نيازي ندارم در عين حال خدا به من ميگويد که تو مشورت کن پس بقيّه مردم نيز به طريق اولي بايد با هم مشاوره داشته باشند.
بنابراين، حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد: هيچ وحشت و اضطرابي بالاتر از وحشت عُجب نيست. متأسّفانه اين درد، بيشتر دامن ما روحانيّون را ميگيرد چون ما سر و کارمان با رأي و اجتهاد است خيلي در خطر بزرگي هستيم. ما در لب پرتگاه هستيم، ما روحانيّت حتّي سلسله بزرگواران مراجع. شما را به خدا قسم ميدهم که در نماز شبتان، در عباداتتان ما را دعا کنيد که گرفتار هواي نفس و عجب نشويم، گرفتار خودبيني نشويم، روح تواضع در ما باشد. خودمان را در مقابل همه کوچک بدانيم.
"وَ لَا عَقْلَ كَالتَّدْبِيرِ" هيچ عقلي بالاتر از تدبير نيست. تدبير يعني تفکّر کردن در برداشت کار. اگر انسان بخواهد عقل را به کار بياندازد عقل با تفکّر کار را درست ميکند. اگر ميخواهي در يک کاري عقلت را به کار بياندازي اوّل در آن، فکر و تدبير کن. در تدبير است که عمل، نتيجه بخش است. اين است که در قرآن خيلي به آن امر شده است: ﴿أَفَلا يَتدبّرونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها﴾١ علما ميگويند: ممکن است "قلوب" به معناي اين دل صنوبري
١ . سوره مبارکه محمّد، آيه ٢٤. (آيا آنها در قرآن تدبّر نمىكنند يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟)