انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٥١ - مجلس ٨٥ علائم مؤمن، متكلف و ظالم
اصطلاحات است درست ميکنند. يک مشت اصطلاحات جمع کرده و تحويل مردم ميدهند که دلهاي مردم بيچاره را به زنجير بکشند. اين دلهايي که جايگاه خدا است را محل تاخت و تاز خودشان ميکنند. نمي دانند که اين دلها محل خدا است و مأواي پروردگار عالم است.
بعد ميفرمايد: اينگونه افراد، آنهايي هستند که براي ارشاد کردن فقط به دنبال اغنيا هستند. فقرا را ارشاد نمي کنند و به دنبال پولدارها و سرمايه دارها ميروند و آنها را ارشاد ميکنند و اين هم به خاطر اين است که ميخواهند به دنيا برسند.
مي فرمايد: ميدانيد اين دسته مثل چه کساني هستند؟ مثل مريض هايي هستند که خودشان ميدانند مريض هستند ولي خودشان را به جاي اطبا و طبيب جا ميزنند. خودش مريض است امّا ميگويد من دکترم. بابا، تو که خود مريضي، چه دکتري هستي؟ فرمود: اينها هستند که جامعه را به هم ميريزند؛ چرا؟ زيرا هميشه به فکر نام و نشان و شهرت هستند. به اين افراد نمي شود گفت انسان، براي اينکه مردم مؤمن و بيچاره را اسير کرده اند براي يک مشت الفاظ. هيچ وقت دنبال واقعيّت و حقيقتها نيستند. آقايان، نور چشمهاي من، مواظب باشيد. شما عزيزاني که در بساط علم قرار گرفته ايد، مراقب باشيد جزو اين مصاديق نباشيد.
"وَ يَغْتَابُ إِذَا غَابَ" وقتي پشت سر شما قرار ميگيرد، بنا ميکند به غيبت کردن. اي بابا، تو الان دنبال اين آقا بودي و تملّق او را ميکردي. برايش پول درمي آوردي. چرا اين طوري شدي؟ نگاه کنيد. باز هم بارکش ديگران شد. آنجا تملّق ميکرد و بارکش بود و با تملّق کردن پول درمي آورد و خودش را از آقايي بيرون ميآورد که خداوند ميفرمايد: تو آقايي، تملّق نکن. اينجا هم که پشت سرش قرار گرفته است چه کار ميکند. پشت سرش هم بنا ميکند به غيبت کردن. باز با غيبت کردن، بار آن آقا را به دوش ميکشد، لا اله الّا الله.