انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٧ - مجلس ٦١ ويژگى دوستان و محبين اميرالمؤمنين(ع)
چرا قبر مرحوم وحيد بهبهاني رحمه الله در کربلا است؟ ايشان شخصيّت عجيبي بود و از مراجع تقليدي بود که در کربلا ماند. نوعاً مراجع در شهر نجف ميماندند امّا ايشان در کربلا بود. روزي طلبه ها به او گفتند: آقا، به نجف بياييد. تمام آقايان و مراجع نجف هستند. آقا در جواب گفت: من حرفي ندارم، مايلم بيايم. عاقبت در اثر همين اصرارها تصميم گرفت به نجف مشرّف شود. تا اين تصميم را گرفت شب، حضرت سيّد الشهدا علیهالسلام را در خواب ديد و آقا به او فرمود: آقا وحيد، تو بايد در کربلاي من بماني. وجود تو در اينجا لازم است. اين خواب را که ديد فردا در جلسه درس، بالاي منبر اشک مبارکش جاري شد. فرمود: طلاب عزيز، من ميخواستم خواسته شما را اجابت کنم ولي چه کنم که صاحب قبر به من اجازه ندادند و فرمودند که شما در کربلا بمانيد.
حالا چرا امام حسين علیهالسلام به او فرمود: بمان؟ مرحوم وحيد رحمه الله با ماندنش در کربلا اَخباري ها را بيرون کرد .آنها آنقدر در کربلا رخنه کرده بودند که اگر يک طلبه اي ميخواست يکي از کتابهاي فقها را در دست بگيرد حقّ نداشت و بايد آن را در پارچه ميپيچيد که کسي نفهمد که اين کتاب، کتاب فقها است. ماندن ايشان باعث شد کلّ اخباري هايي که در کربلا بودند بيرون رانده شوند. واقعاً بايد ديد که آنها چه کساني بودند که ارتباطشان با امام علیهالسلام اينطور بوده است؟ اين علامت محبّين اهل بيت است.
"وَ عِنْدَ الْمُسَاءَلَةِ فِي قُبُورِهِمْ" يکي ديگر از جاهايي که خدا آنها را خوشحال ميکند در قبر است که اميرالمؤمنين علیهالسلام تشريف ميآورند و آنجا هم خوشحالتان ميکند.
"وَ عِنْدَ الْعَرْضِ وَ عِنْدَ الصِّرَاطِ إِذْ سُئِلَ سَائِرُ الْخَلْقِ عَنْ إِيمَانِهِمْ فَلَمْ يُجِيبُوا" سوّمين مکان، در پيشگاه حضرت حقّ است وقتي که محشور ميشوند و در موقع رفتن به صراط، آنجا هم خدا محبّين آقا را خوشحال ميکند آن زماني که سؤال ميشود از ايمانشان، که آقا ايمانتان به چه صورت است؟ اگر ولايت نداشته باشيد چه ميخواهيد جواب بدهيد؟ بي مايه فتير است.