انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٧٨ - مجلس ٧٢ سرعت در عقوبت چهار چيز
ميشد حتّي اگر مرجعي به آن جلسه وارد ميشد اصلاً از جايش بلند نمي شد و عرض ادب نمي کرد. از نظر درس هاي علمي کاملِ کامل بود ولي متأسّفانه اخلاق نداشت و واقعاً دلم به حالش ميسوخت. وقتي از مجلس بيرون ميرفت و يا داخل مجلس ميشد اصلاً به کسي تعارف نمي کرد. چندين بار در مجالس با مردم دعوا ميکرد. هيچکس دور او نمي رفت و هميشه از او جدا بودند.
بنده ميدانستم که او زجر ميکشد. دلم به حال غربتش ميسوخت. گاه گاهي خيلي کم او را در مجالس دعوت ميکردند. ايشان به مرض سوء الخلق گرفتار بود و اين مرض نوعاً در علم نحو بيشتر بوجود ميآيد. در روايت است يکي از کارهايي که انسان را مغرور و متکبّر ميکند علم نحو است. خدا نکند که انسان اديب مغرور شود. ديگر هيچکس را آدم به حساب نمي آورد مگر اينکه خيلي به نفسش مسلّط باشد. برادران عزيز، اگر ميخواهيد در ميان مردم زندگي کنيد مردمي باشيد. روحاني بايد مثل زمين براي مردم باشد مثل يک گهواره که مردم با وجود شما احساس آرامش کنند.
در ادامه، حضرت صلی الله علیه و آله و سلم ميفرمايد: من چهار چيز را ميخواهم به شما ياد بدهم. اين چهار مورد عقوبتش به سرعت انسان را ميگيرد. بعضي از گناهان هستند که خداوند در اين دنيا عذابش را نمي دهد بلکه انسان عاقبتش را در آخرت ميبيند ولي بعضي از گناهان هستند که انسان عذابش را در همين دنيا ميبيند.
"يَا عَلِيُّ، أَرْبَعَةٌ أَسْرَعُ شَيْءٍ عُقُوبَةً" چهار چيز است که انسان عقوبتش را خيلي سريع و در دنيا ميبيند و عقب نمي افتد:
"رَجُلٌ أَحْسَنْتَ إِلَيْهِ فَكَافَأَكَ بِالْإِحْسَانِ إِسَاءَةً" اوّل، مردي که به او خدمت و احسان کرده اي امّا او در برابر احسان تو بدي کند. ما در روحانيّت اين مورد را زياد داشته ايم. در همين متن انقلاب خيلي از همين روحانيّون عزيز، آمدند