انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ١٨٦ - مجلس ٩٠ حب اهل بيت
باتقواتر است، ملّاتر است آيا حاضري جلوي چشم مردم در مقابل او اظهار کوچکي کني؟ آيا اينقدر بر هواي نفس خودت قالب هستي که به مردم بگويي مردم، اين آقا خيلي مرد بزرگواري است، خيلي با تقوا است آيا حاضر هستي اينطور بگويي؟ اگر اين کار را کردي نشان ميدهد که عمل شايسته به شما شخصيّت ميدهد نه اينکه وارد محل يا شهري که ميشويم بگوييم حالا که من به اينجا آمدم بايد فلاني را بکويم تا خودم جا بيافتم. چقدر به طلبه ها اين نکته را سفارش کرده ام که نورچشمانم، اگر ميخواهيد فرضاً بنده حقير را در جايي مطرح کنيد هيچيک از بزرگان را نکوبيد. کوبيدن بزرگان را پله هاي نردبان ترقّي قرار ندهيد که مثلاً فلان آقا را در ميان آنها بالا ببريد.
ما هم اين دوران را گذرانده ايم. ما هم شخصيّتها و بزرگان و مراجع داشتيم، در نجف، قم، مشهد، تهران ولي هيچ وقت نمي گذاشتند چهره اي در ميان مردم خراب شود. تمام شخصيّتها را محترم نگه ميداشتيم. ما بايد خيلي مراقب باشيم که فردا بتوانيم جواب بدهيم.
يادم نمي رود مرحوم آيت الله شيخ محمّد ابراهيم کلباسي رحمه الله از بزرگان نجف و از شاگردان برجسته مرحوم آيت الله العظمي سيّد بحرالعلوم رحمه الله بود. مرحوم شيخ ابراهيم ميگويد: سر درس مرحوم آيت الله بحرالعلوم نشسته بوديم که يک دفعه ديديم يک چهره بزرگوار نوراني از در مدرسه وارد شد. تا وارد شد ديدم آيت الله العظمي آقاي ميرزاي قمي رحمه الله است. آمده بود به زيارت نجف که به مدرسه ما هم آمد. ايشان نقل ميکرد: اصلاً ما فکر نمي کرديم ميرزاي قمي به درس آيت الله سيّد بحرالعلوم بيايد. خود ميرزا آن روز معروف بود و دستگاهي در قم داشت. به محض اينکه اين بزرگوار وارد درس مرحوم سيّد بحرالعلوم شد تمام درس از هم پاشيده شد. همه شاگردان از جا بلند شدند. خود آقاي بحرالعلوم هم از جا بلند شد و به احترام آقا درس آن روز را تعطيل