انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٢ - مجلس ٦٢ رضايت خداوند متعال ثمره برادرى با اميرالمؤمنين(ع)
ايشان رسيدند، پرسيدند: يا شيخ، چرا اين کتاب را نوشتي؟ شيخ گفت: من به وظيفه ام عمل کردم. هر چه شيخ ميگفت، اين آقايان زير بار نمي رفتند.
در آخر، سه شخصيّت معترض با هم قرار گذاشتند که به نجف بروند و سه شبانه روز در حرم اميرالمؤمنين علیهالسلام بمانند و به آقا متوسّل شوند تا اين مسأله حل شود که آيا ما به کتاب نهايه شيخ ميتوانيم عمل کنيم يا نه؟ همين کار را هم کردند. سه شبانه روز در حرم مولا روزه گرفتند و شب جمعه که شد غسل کردند، نمازهايشان را خواندند و در کنار قبر اميرالمؤمنين علیهالسلام قرار گذاشتند که هر کس، هر خوابي ديد خوابش را براي کسي بيان نکند فقط عين خوابش را روي کاغذ بنويسد.
هر سه نفر در حرم خوابيدند و هر کدام خواب ديدند که مولا اميرالمؤمنين علیهالسلام به خوابشان آمد و فرمود: در فقه اهل بيت علیهماالسلام، کتابي که سزاوار اعتماد و اقتدار و رجوع به او باشد کتاب نهايه شيخ طوسي است. بعد فرمود: ميداني چرا؟ به علّت اينکه صاحب اين کتاب، اخلاص بسياري براي خدا داشت و اين کتاب را بدون هيچ غرضي نسبت به احدي نوشت. بعد حضرت علیهالسلام فرمود: به اين کتاب عمل کنيد و در صحّت اين کتاب شک نکنيد.
هر سه نفر هنگام نماز صبح از خواب بيدار شدند و خوابهايشان را روي کاغذ نوشتند. وقتي نوشته هاي يکديگر را خواندند، فهميدند خواب هر سه نفر به يک صورت است. به منزل شيخ طوسي رفتند و قبل از اينکه آنها حرفي بزنند ايشان فرمود: هر چه من به شما گفتم، قبول نکرديد تا آقا اميرالمؤمنين علیهالسلام به شما گفت.
آقايان، ببينيد نويسنده که بود و آنهايي که ميخواستند عمل کنند که بودند. خوشا به حال هر کسي که به اين خانواده بيشتر نزديک شود حالا چه روحاني باشد چه غير روحاني.
پروردگارا، حبّ ولايت علي را در دل ما منوّر بگردان. خدايا، تو را به حقّ قرآنت قسمت ميدهيم ما را مورد خشم خودت قرار نده. خدايا، اين قرآن را انيس و مونس ما قرار بده. اين نظام عزيز ما را از هر گونه شرّي مصون بدار.