انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٢٠١ - مجلس ٩٢ ثمرات مسواك زدن و اقسام خواب
وقتي از دستورات کناره گيري کنيم حالت درندگي و توحّش پديدار ميشود مثل همين وضعي که الان مشاهده ميکنيم. آيا هيچ حيوان درنده اي اينطور با هم نوع خودش برخورد ميکند؟ تازه خودشان را هم عقل کل ميدانند. اين چه انسانيّتي است؟ همه بايد مراقب رفتار و کردار خودمان باشيم. هيچ فرقي بين افراد نيست. مراجع هم بايد مراقب رفتار و کردار خود باشند. بايد به روش اسلامي جلو برويم. غير از اسلام هيچ ايده اي فايده اي ندارد.
مرحوم آيت الله ميرزا محمّد حسن شيرازي بزرگ رحمه الله در سامرا بود. ايشان با آمدنش به سامر واقعاً آنجا را متحوّل کرد و دوازده سال مرجعيّت در سامرا به دست ميرزا بود. روزي يکي از آقازاده هاي علماي تهران براي درس خواندن به سامرا آمد. بعضي از آقازاده ها بي توجّه هستند. کارهايي ميکنند که نبايد بکنند. خلاصه اين آقازاده در هر شب نشيني و يا نشستن با رفقايش شروع ميکرد به بدگويي از آقا. به ميرزا خبر دادند فلان آقازاده که از تهران آمده است هر جا مينشيند بدگويي شما را ميکند، اگر صلاح ميدانيد شهريّه اش را قطع کنيم و حساب او را برسيم. خود ميرزا هم خيلي روي اين مسائل حسّاس بود. اگر طلبه اي در جايي ضعيف کار ميکرد او را از سامرا بيرون ميفرستاد؛ دليل آن هم اين بود که دستخوش سنّي ها قرار نگيرد و نقطه ضعف براي شيعه نباشد.
وقتي به ايشان اين خبر را دادند مرحوم ميرزا فرمود: شما کاري با او نداشته باشيد من خودم ميدانم چکار کنم. گذشت تا اينکه گروهي از تجّار تهران براي ديدن ميرزا به سامرا آمدند. وقتي براي دست بوسي آقا خدمت ميرزا رسيدند ميرزا به آنها گفت: شما از کجا آمده ايد؟ گفتند: از تهران. ميرزا گفت: حالا که از تهران آمده ايد من با شما کاري دارم. گفتند: بفرماييد. ميرزا وقتي