انوار اخلاقى، وصاياى پيامبر اعظم به امير المؤمنين - علوى گرگانى، محمدعلى - الصفحة ٣٢٢ - مجلس ١٠٩ علائم مؤمن و متكلف
و القائم المهديّ يفرح كلما تليت عليك من الدروس علوم١
بعد حضرت عجل الله ميفرمايد: هر وقت به يادتان ميافتم خوشحال ميشوم، هر وقت ياد ميکنم که تو مينشستي و درس ميدادي، من خوشحال ميشدم.
به به، اينها يک واقعيّتهايي است که گفته شده است. ما نبايد از امام زمان عجل الله فاصله بگيريم. فاصله که زياد شود، ديگر باور اين داستانها سخت ميشود. الان چرا بعضي از افراد در کوچه و خيابان وقتي به يک روحاني برخورد ميکنند او را تکذيبش ميکنند ميگويند حرفهايي که اين آقا بالاي منبر ميزند بي خود و جعلي است، چون او از روحاني فاصله گرفته است، اين حرف را ميزند و تکذيب ميکند.
مي گويند: روزي ناصرالدين شاه با وزير و همراهانش به باغي رفت. ناگهان ديد عدّه اي در ميان زباله ها در حال انجام عمل قبيح هستند. شاه ديد آن افراد خيلي ناز و کرشمه نسبت به هم دارند و از همديگر تعريف ميکنند. به وزيرش گفت: اينها ديگر چه آدم هايي هستند؟ در اين خاک و خاکستر و کثيفي نشسته اند و از يکديگر تعريف و تمجيد ميکنند، مگر در اينجا نشستن، تعريف هم دارد؟ نگاهي به وزير کرد و وزير هم نگاهي به او کرد و خنديدند. وزير گفت: جناب حضرت اعلا، خبر داريد همينطور که من و شما اينها را با اين وضع ديديم و به آنها خنديديم، الان يک عدّه اي هم دارند به من و شما ميخندند؟ شاه گفت: چه گفتي؟ عدّه اي هم دارند به من و تو ميخندند، چرا؟ مگر ما چطور هستيم؟ وزير گفت: آنهايي که اوّلياء الله هستند به من و شمايي که دنيا پرستيم و اينقدر تعريف و تمجيد از دنيا ميکنيم و به دنيا چسبيده ايم، ميخندند.
١ . الإحتجاج على أهل اللجاج (طبرسي)، ج٢، ص٤٩٦